چگونه توانایی انگلیسی نوشتن مان را افزایش دهیم؟ ۷ راهکار

گرفتن بلیط اتوبوس، رفتن به دکتر، پیدا کردن یک آپارتمان یا هر چیز دیگری که خودتان می‌دانید نیازمند این است که مکالمه منظم داشته باشید. بسیاری از دانش آموزان و یادگیرندگان زبان انگلیسی در صحبت کردن شکیبا و صبور نیستند. در هر حال پس از همه اینها شما زبان انگلیسی را برای برقراری ارتباط یاد می‌گیرید اما فراموش نکنید که یکی دیگر از جنبه‌های بسیار مهم ارتباط برقرار کردن نوشتن است، خصوصاً در این دوره که عصر برنامه‌هایی نظیر اسنپ‌چت و اینستاگرام است. در اینجا برای کمک کردن به شما ۷ راه حل بسیار خوب جهت ارتقاء سطح نوشتاری‌تان داریم.

۱- بخوانید بخوانید و بخوانید

 زیاد خواندن و مطالعه داشتن معمولاً به عنوان بهترین پیشنهاد برای بهتر شدن مهارت نوشتن است. خواندن شما را با کلمات جدید آشنا می‌کند. همینطور با انتخاب کلمات درست و عبارت‌های قشنگی که می‌توانند به شما در نوشته‌هایتان کمک کند نیز آشنا می‌کند. نگران آنچه که باید بخوانید نباشید، هدف مطالعه‌ای گسترده و منظم است. رمان‌ها، مطالب علمی، وبلاگ‌ها، مقالات جدید و مجلات همه اینها منابعی مناسب برای مطالعه شما هستند.

۲- این کلمات قدغن هستند

 برای اینکه نوشتن‌تان را به سطحی دیگر سوق دهید باید از به کار بردن کلماتی نظیر

خیلی

واقعاً

کمی

خوب

چیز

چیزها

پرهیز کنید. شما ممکن است تعجب کنید که چگونه با حذف کردن همین کلمات ساده سطح نوشتار شما بسیار بالا می‌رود. خب! حقیقت این است که این کلمات کلماتی بلا استفاده هستند. برای یک مکالمه‌ی قوی داشتن یا نداشتن این کلمات چندان مهم نیست چرا که متنی که می‌نویسید بدون داشتن این کلمات نیز می‌تواند همان معنی خود را حفظ کند.

نکته: به جای استفاده این کلمات به تنهایی، بهتر است در کنار آنها یک صفت به کار ببرید مانند ترکیب «خیلی زیبا» به کارگیری این کلمات در کنار صفت‌ها تاثیر آنها را چند برابر می‌کند و همین باعث زیبایی نوشته شما می‌گردد.

۳- از یک تزاروس یا فرهنگ جامع استفاده کنید

( در زبان فارسی تزاروس معادلی ندارد اما همان فرهنگ لغت یا دیکشنری است که می‌توانید در آن برای کلمات مورد نظرتان مترادف پیدا کنید)

 بعد از اینکه آن کلمات بلا استفاده را از متنتان پاک کردید زمان این رسیده که جای آنها را با کلماتی مناسب‌تر پر کنید. این دقیقا همان جایی است که  دوستان جدید شما یعنی همان مترادف‌ها وارد می‌شوند. از آنها برای تغییر کلماتی که زیاد آنها را تکرار کرده‌اید استفاده کنید. مثلاً به جای استفاده از کلمه خوشحال می‌توانید از کلمه مسرور استفاده کنید یا به جای کلمه ارتقا از کلمه بهبود بخشیدن استفاده کنید. از به کار بردن کلمات ساده و کلیشه‌ای نیز خودداری کنید و متنتان را به سمت متنی آزموده و فرهیخته هدایت کنید. با این حال حواستان باشد که زیاده روی هم نکنید چرا که متن شما در کنار تمام این حرفه‌ای بودنها همچنان باید طبیعی به نظر برسد و خواننده با خواندن آن احساس راحتی کند.

۴- از ترکیب‌ها استفاده کنید

 کالوکیشن یا همان ترکیب‌ها کلماتی هستند که تمایل دارند کنار هم قرار گیرند، حتی اگر ترکیب‌های دیگر کلمات نیز از لحاظ گرامری صحیح باشند. مثلا به ترکیب باران سنگین فکر کنید در حقیقت شما دارید بارانی قوی را مشاهده می‌کنید اما اگر کسی به شما بگوید بارانی قوی دارد می‌بارد این ترکیب برای گوش شما کاملاً غیرآشنا و غریبه است. آشنا شدن شما با ترکیبات رایج نوشته‌تان را بسیار طبیعی‌تر نشان می‌دهد. بهتر است آگاهی‌تان را درباره ترکیب‌ها بالا ببرید و بدانید که چند دسته ترکیب‌های مختلف وجود دارند.

۵- مخاطبانتان را بشناسید

 در هنگام نوشتن یک مطلب یکی از پراهمیت ترین فاکتور ها مخاطبانی هستند که قرار است آن مطلب را بخوانند. به طور مثال شما در هنگام آپلود یک مطلب خاص از زبان‌های متفاوتی استفاده می‌کنید این در حالی است که برای نوشتن مقالات دانشگاهی یا نوشته‌های شخصی‌تان فقط از یک زبان استفاده می‌کنید. یکی دیگر از فاکتور‌های مهم تُن صدای شما و واژگان انتخابی‌تان است، بنابراین قبل از بکارگیری هر گونه کلمه‌ای در متنتان توجه داشته باشید که آیا این متن یک مطلب رسمی مثل نامه‌های اداری و دانشگاهی است یا یک مطلب غیر رسمی مانند یک نامه شخصی یا یک پیام دوستانه است. پس از تشخیص اینکه نوشته شما از کدام گروه است مهارت‌های لازم برای به درستی نوشتن هر کدامشان را کسب کنید.

۶- زبان معلوم را به زبان مجهول ترجیح دهید.

 ابتدا بهتر است بگوییم که منظورمان از زبان معلوم و مجهول چیست. در زبان انگلیسی لغاتی معلوم هستند که شما معنی آنها را می‌دانید و در مکالمات‌تان از آنها استفاده می‌کنید، در مقابل کلمات مجهول آن دسته از لغاتی هستند اگر آنها را جایی بشنوید معنی آنها را کاملاً می‌دانید اما هرگز در مکالمات و سخنان خودتان از آنها استفاده نمی‌کنید. به همین دلیل می‌گوییم بهتر است از زبان معلوم در نوشتارتان استفاده کنید علاوه بر این جملات معلوم و مجهول را نیز داریم که در این حالت هم بهتر است جملات شما حالت معلوم داشته باشند یعنی فاعل  جمله مشخص باشد.

۷- مصحح داشته باشید

 تنها یاد گرفتن بسیار سخت است. پس شجاع باشید و درباره بازخورد نوشته‌هایتان سوال بپرسید. تصحیح کنندگان خوب معمولاً همان انگلیسی زبانان بومی هستند که در نوشتن و زبان خودشان علاقه بسیاری دارند یا کسانی که دانش و سطح زبان انگلیسی آنها بسیار بالاست. پس از اینکه تصحیح کننده مطلب شما را تصحیح و چک کرد توصیه‌هایش را به کار گیرید و از او بخواهید که قبل از انتشار مطلبتان دوباره آن را مرور کند.

مترجم: سرکار خانم مرضیه مصلحی

چگونه امتحانات پایانی خود را قبول شویم؟ -۵ راه حل-

شما ساعت‌ها، روزها و هفته‌های بسیاری را برای تمرین در کلاسِ درس و یادگیری مفاهیمِ آنچه که معلمان و استادانتان در کلاس منتقل می‌کنند وقف می‌کنید. تنها چیزی که قبل از تعطیلات تابستانی باقی می‌ماند همین امتحانات پایان ترم هستند و جدا از تمام سخت‌کوشی‌هایی که شما در طول ترم کردید و تکالیف و پروژه‌هایی که به صورت انفرادی یا گروهی انجام دادید در نهایت امتحانات پایان ترم هستند که مشخص می‌کنند شما می‌توانید تابستانی آرام و آفتابی داشته باشید یا باید خودتان را برای امتحاناتی که پاس نشده‌اید آماده کنید.

اما ناامید نشوید ما در اینجا برای شما لیست کوتاهی از راه‌حل‌ها و روش‌هایی را که می‌توانید با آنها به راحتی امتحانات پایان ترم خود را بگذرانید در اختیارتان خواهیم گذاشت تا با استفاده از آنها بتوانید به جای مطالعه کتاب‌های ترم گذشته، از تابستان و تعطیلات خود نهایت استفاده و لذت را ببرید.

۱- برنامه ریزی

 داشتن برنامه یعنی داشتن همه چیز. به جای پیگیری کردن تمامی امتحانات و تمام مطالب و سرفصل‌های متفاوتی که باید برای آنها مطالعه کنید بهتر است اطمینان حاصل کنید که برای مطالعه‌تان برنامه‌ای تنظیم شده و دقیق دارید. زمانی را صرف تنظیم برنامه شخصی خودتان کنید، برنامه ای که با دقت یک چکیده از آنچه که برای مطالعه کردن قرار است انجام دهید داشته باشد. زمان بیشتری را برای پیداکردن کلاسهایی صرف کنید که می‌دانید آن کلاس‌ها شما را به چالش می‌کشند. همین طور در کنار انجام فعالیت‌ها و مطالعاتتان یادتان باشد که زمانی را برای استراحت اختصاص دهید، که این کار باعث می‌شود انگیزه شما در طول مسیر مطالعه حفظ شود.

۲-استراحت کنید

 استراحت کردن در هنگام مطالعه به اندازه مطالعه کردن یادداشتها و جلوی کتاب بودن مهم است، چرا که ذهن شما نیاز دارد تا تمام آن اطلاعات جدیدی که وارد شده را پردازش کند. از ساعات استراحت‌تان به بهترین نحو استفاده کنید و از بیش از حد تلویزیون دیدن یا در فضای مجازی بودن در تایم‌های استراحت‌تان بپرهیزید. بهتر است این تایم‌های استراحت را با خوابیدن یا تغذیه سلامت خوردن یا حتی ورزش کردن پر کنید.

 به یاد داشته باشید …که بخوابید

 بدن شما نیاز دارد که خوب بخوابد و برای پردازش اطلاعات جدید تمرکز کند، بنابراین خیلی دیر به تخت نروید. خصوصاً شب قبل از امتحان اطمینان حاصل کنید که نه زیاد خوابیده‌اید نه کم چرا که زیاد خوابیدن نیز می‌تواند موجب اختلال شما در جلسه امتحان بشود و در شما احساس خستگی بیشتری را به وجود بیاورد.

به یاد داشته باشید…که از تغذیه‌های سالم استفاده کنید

 اکثر ماها در هنگام خستگی و بی‌حوصلگی بیشتر میل به غذاهای فست فودی و اسنک‌ها داریم یا پس از انجام کاری به عنوان هدیه به سراغ شیرینی‌جات می‌رویم، اما به جای اینکه خودتان را گرسنه نگه دارید و آن گرسنگی را با شیرینی‌جات جبران کنید، بهتر است با خوردن یک صبحانه، ناهار و یا شام مناسب خودتان را سیر کنید که می‌توانید در کنار این وعده‌ها یک یا دو غذای مفید اسنکی هم بخورید.

 به یاد داشته باشید…که ورزش کنید

 تحقیقات نشان می‌دهد ارتباطی بین ورزش کردن و موفقیت‌های آکادمیک وجود دارد. هنگامی که شما فعالیت‌هایی همچون دویدن، شنا کردن یا دوچرخه سواری را انجام می‌دهید قلب شما در حال پمپاژ است، در این حالت مغزتان هم با اکسیژن پر می‌شود و برای دریافت و پردازش اطلاعات جدید بسیار آماده است. حتی اگر شما با زور کم اما به صورت منظم پیاده روی در طبیعت داشته باشید به شما کمک می‌کند که احساس بهتری در دریافت و پردازش اطلاعاتی که در حال یادگیری آنها هستید داشته باشید.

۳- زمانتان را مدیریت کنید

 هنگامی که تایم امتحان دادن رسید باید اطمینان حاصل کنید که از زمانتان نهایت استفاده را می‌برید. متمرکز بودن و سازماندهی کردن کلید اصلی است. ابتدا چند دقیقه از وقتتان را صرف خواندن تمامی سوالات بکنید و سپس برنامه ریزی کنید که بهتر است سوال‌ها را با چه ترتیبی پاسخ دهید. در برابر وسوسه‌ی بلافاصله شروع به نوشتن کردن مقاومت کنید. اول سوالی را پاسخ دهید که با آن احساس راحتی بیشتری می‌کنید یعنی می‌دانید که جواب آن را کاملاً بلدید. این کار باعث می‌شود که سطح اعتماد به نفس شما در همان ابتدای امتحان بالا برود. حالا پس از این شروع خوب زمان مناسبی است که به سراغ سوالاتی بروید که پرچالش‌تر هستند. برای سوالات چهارگزینه‌ای ابتدا باید مطمئن شوید که تمام پاسخ‌ها را قبل از جواب دادن به درستی خوانده‌اید. سوال و جواب‌هایی که واقعا شبیه به هم هستند به راحتی می‌توانند باعث اشتباه شوند به خاطر همین نمره‌تان را آسان از دست ندهید. برای سوالات آسان مهم است که زمانی را صرف کامل خواندن سوال بکنید و برنامه کوتاهی در ذهنتان بچینید که چگونه در پاسختان تمامی مطالب را پوشش دهید.

۴- هیدراته بمانید

 بیشتر ما می‌دانیم که هیدراته ماندن برای فیزیک بدن بسیار مهم است. اما آیا می‌دانید که این موضوع برای فعالیت مغز هم بسیار مهم است؟ کم آبی می‌تواند باعث سردرد و خستگی شود در حالی که نوشیدن آب می‌تواند قدرت مغز را افزایش دهد و باعث ارتقاء حافظه گردد. هیدراته بودن در طول امتحان می‌تواند به شما کمک کند که مغزتان در بالاترین نقطه خود قرار گیرد بنابراین مطمئن شوید که در هنگام امتحان همراه با خودتان یک بطری آب داشته باشید.

۵-در نهایت… جشن بگیرید

 حالا زمان جشن گرفتن برای رهایی از امتحانات است. شما راه حل‌های مورد نظر را پشت سر گذاشتید، بهترینِ خودتان را به کار برده اید و اکنون برای تغییر نتیجه خیلی دیر است، پس دست از استرس داشتن برای فهمیدن نمره‌تان بردارید دوستان‌تان را دور خود جمع کنید با یک دور همی خانوادگی ترتیب دهید و به بیرون بروید و شادی کنید. اطمینان حاصل کنید که از این احساس آزادی پس از تمام سخت کوشی‌ها و فعالیت‌هایتان نهایت استفاده را می‌برید،

 و اگر نتیجه امتحانات‌تان از آن چیزی که انتظارش را داشتید بدتر شد نگران نباشید. زندگی بستری مناسب برای دادن شانس‌های دوباره است و شما تمام ابزار برای دوباره امتحان دادن را در اختیار دارید. مطمئن باشید که دفعه بعدی بهتر عمل خواهید کرد.

موفق باشید.

مترجم: سرکار خانم مرضیه مصلحی

چهار فاکتور ضروری برای یادگیرندگان جدی زبان انگلیسی

اگر می‌خواهید سطح زبان خود را ارتقا دهید چهار فاکتور ضروری وجود دارد که شما نیاز دارید تا با استفاده از آنها به صورت جدی بر یادگیری زبان انگلیسی تمرکز کنید.

 یادگیرندگان جدی زبان انگلیسی فقط به معلمشان یا کتاب آموزشی‌شان یا آن واحدی که در حال یادگیری هستند اکتفا نمی‌کنند. آنها برنامه یادگیری مخصوص به خودشان را بر اساس این چهار فاکتور مهم و کلیدی تنظیم می‌کنند.

 مسئولیت پذیر باشید و برنامه یادگیری انفرادی خودتان را شخصاً کنترل کنید.

 انگیزه تان از یادگیری را پیدا کنید، ذهن‌تان را به سمت مثبت شدن گسترش دهید، متدهای کارا و موثر را برگزینید و به دنبال مربی‌ای بگردید که بتواند واقعاً به شما برای رسیدن به موفقیت‌تان و اهداف‌تان در یادگیری کمک کند.

اگر شما می‌خواهید که به مرحله بعدی از سطح زبان خود دستیابی داشته باشید باید بر این فاکتورهای کلیدی تمرکز کنید و آنها را یاد بگیرید:

۱- انگیزه

 منظور از انگیزه این است که بدانید هدف شما برای یادگیری زبان انگلیسی چیست؟ اهداف کوتاه مدت، متوسط و بلند مدت شما چیست و چگونه می‌توانید در راه یادگیری زبان انگلیسی روزانه انگیزه خود را حفظ کنید؟

۲- ساختار فکر فردی

 به این معنا که شما برای یادگیری زبان انگلیسی به چه چیزهایی اعتقاد دارید و چگونه می‌اندیشید؟ چه اِلمان‌هایی را به عنوان نقاط ضعف و نقاط قوت خود مورد توجه قرار می‌دهید و چگونه در این مسیر اگر دچار شکست شوید دوباره سرپا می‌شوید و خود را همچنان مثبت نگه می‌دارید؟

۳- متد

 منظور از متد همان روش یادگیری است. اینکه شما بدانید چه استراتژی‌هایی برای یادگیری‌تان موثر هستند؟ چه منابع و متریال‌هایی معمولاً به شما در یادگیری کمک می‌کند؟ برای دستیابی و رسیدن به اهدافتان کدام متد برای شما کارآمدتر است و اینکه بدانید چگونه دسترسی دارید به آنچه که برای شما موثر است و آنچه که در شما کارساز نیست.

۴- مربی

 مربی یا همان استادی که قرار است از او زبان را بیاموزید اهمیت بسیار بالایی دارد، چرا که باید بدانید که چه کسی اگر با شما درس را تمرین کند باعث ارتقاء سطح شما می‌شود؟ باید بدانید چه کسی انگیزه و تمرکز شما را حفظ می‌کند و چه کسی به شما توصیه‌های مفید می‌کند و بازخورد مناسبی نیز دارد.

 با رعایت این چهار فاکتور کلیدی شما به راحتی می‌توانید برنامه آموزشی شخصی خود را تنظیم کنید.

یادگیری مانند سفررفتن است. همان طور که برای لحظه به لحظه سفر‌تان برنامه‌ای از قبل تعیین شده دارید برای یادگیری نیز به همچین برنامه‌ای احتیاج است که ما فاکتورهای کلیدی آن را در این مقاله به شما معرفی کردیم.

مترجم: سرکار خانم مرضیه مصلحی

چگونه معلم زبان انگلیسی مناسبی برای خود پیدا کنید

شما نیاز دارید که یک معلم انگلیسی زبان برای خودتان انتخاب کنید، اما باید معلمی مناسب پیدا کنید. بسیاری از معلمان انگلیسی، زبان انگلیسی را عمومی یاد می‌دهند به این معنا که کلیات زبان را می‌آموزند یا ترجیح می‌دهند چیزی را به شما آموزش دهند که بتوانید با آن امتحانات رسمی نظیر اف سی ای و آیلتس را قبول شوید. شما به دنبال همچین کلاس‌هایی نیستید بلکه باید نیازهای مخصوص در یادگیری‌تان را داشته باشید. شما باید زبان انگلیسی خود را به قصد بیشتر موثر بودن در کارتان ارتقا دهید. همان‌طور که برای یادگیری نیازهای مخصوص‌تان را دارید، به یک معلم با خصوصیات تدریس خواص نیز نیاز دارید. ما در اینجا برای شما ۵ راه حل داریم که با رعایت آنها می‌توانید اطمینان حاصل کنید که معلم انگلیسی مناسبی برای خودتان انتخاب کرده اید.

قدم اول: نیازهای‌تان را شناسایی کنید.

 بنویسید که چرا می‌خواهید زبان انگلیسی‌تان را ارتقا دهید. احتمالا شما دلایل متفاوتی خواهید داشت.

به طور مثال:

– من نیاز دارم که انگلیسی را بسیار روان صحبت کنم به این دلیل که بتوانم راحت‌تر ارتباط برقرار کنم.

– من نیاز دارم که مهارت‌های عمومی حرف زدن به زبان انگلیسی را گسترش دهم تا بتوانم در کنفرانس‌ها موثرتر عمل کنم.

– من نیاز دارم که مهارت گوش دادنم را ارتقا دهم تا بتوانم در جلسات سخنرانی‌ها را متوجه شوم.

– من نیاز دارم که مهارت گرامری(دستور زبان) را به قصد نوشتن ایمیل‌های واضح‌تر و درست‌تر افزایش دهم.

– من نیاز دارم که لغات خاص را یاد بگیرم تا بتوانم گزارشات و مقاله هایی که درباره تجارت هست را بخوانم.

قدم دوم: مشخص کنید که چگونه معلم‌تان می‌تواند به شما برای دستیابی به نیازهای‌تان کمک کند.

 به این فکر کنید که معلمتان چگونه می‌تواند در رسیدن شما به خواسته‌هایتان موثر باشد.

 به طور مثال:

یک معلم می‌تواند به من اصطلاحات و جملات لازم برای برقراری ارتباط را آموزش دهد، سپس ما می‌توانیم تمرینهایی بر پایه یادگیری برقراری ارتباط با افراد دیگر انجام دهیم تا به من کمک کند که بتوانم در برقراری ارتباط احساس راحتی و روانی بیشتری داشته باشم.

یا

یک معلم می‌تواند به من فعالیتهایی نظیر نوشتن یاد دهد که به من کمک کند تا بدانم چگونه یک ایمیل درست و واضح بنویسم.

قدم سوم: مشخص کنید که چه اطلاعات و مهارت‌هایی معلم شما نیاز دارد داشته باشد.

 فکر کنید که معلم شما به چه مهارت‌ها و نیاز هایی برای یاد دادن زبان انگلیسی به شما نیاز دارد تا بتواند با به کارگیری آن مهارتها به ارتقا سطح زبان شما  کمک کند.

احتمالا شما فردی را می‌خواهید که تجربه آموزش به بزرگسالان را داشته باشد.

 شما احتمالاً کسی را می‌خواهید با کیفیت تدریس خاص که بتواند تمام جنبه‌های مختلف انگلیسی را به شما یاد دهد.

 شما ممکن است به شخصی نیاز داشته باشید که اطلاعات خاص در رابطه با نیاز شما داشته باشد.

قدم چهارم: بقیه خصوصیات مورد نظرتان برای انتخاب یک معلم را مشخص کنید و سپس آنها را بپرسید.

 فکرکردن به بقیه خصوصیات مورد نظرتان برای انتخاب یک معلم باعث می‌شود تا از خودتان بپرسید که چرا این خصوصیات برایتان مهم است.

 ما معمولا ایده‌های منسوخ و قدیمی یا سلیقه‌ای غیر منطقی داریم که ما را از گرفتن انتخابات خوب منع می‌کند.

 به طور مثال:

شخصی می‌گوید من یک معلم با لهجه بریتانیایی می‌خواهم، چرا که باور دارم لهجه‌ی درست انگلیسی بریتانیایی است.

حال از او می‌پرسیم که چرا این برای تو مهم است؟

 در پاسخ می‌گوید: شاید این که من فکر می‌کنم درست نباشد اما من نیاز دارم که با مردم سرتاسر جهان به زبان انگلیسی صحبت کنم. با آمریکایی‌ها، آلمانی‌ها، روسی ها و چینی ها. که البته حدس می‌زنم لهجه انگلیسی بریتانیایی آن‌قدرها هم مهم نیست.

یا فرد دیگری می‌گوید که من معلم می‌خواهم که از خودم بزرگتر باشد.

 از او می‌پرسیم که چرا این برایش مهم است؟

 در پاسخ می‌گوید:خب! در فرهنگ ما مردم بر این باور هستند که معلم‌ها باید از شاگردانشان بزرگتر باشند، اما من ۵۲ سال سن دارم. چرا باید به معلمی که از خودم بزرگتر باشد نیاز داشته باشم؟!

شخصی دیگر می‌گوید من معلم مرد می‌خواهم.

از او دلیلش را می‌پرسیم و می‌گوید آخرین معلم انگلیسی من یک خانم بود و من اصلا او را دوست نداشتم، اما این به این معنی نیست که تمام معلمین خانم شبیه به او باشند. مطمئنم همانگونه که در آقایان معلمین خوب و بد وجود دارد در معلمین زن نیز خوب و بد وجود دارد.

 شخص دیگری می‌گوید من معلمی می‌خواهم که به دفتر کارم بیاید، معلم آنلاین نمی‌خواهم.

 از این فرد هم دلیلش را پرسیدیم و پاسخ داد که همکارم سالها قبل معلم آنلاین داشته و راضی نبوده است چرا که آنها در برقراری ارتباط با اسکایپ مشکل داشتند، اما حالا تکنولوژی پیشرفت کرده‌است و کیفیت کنفرانس‌های تصویری بسیار بالا رفته و ما الان در چند سال گذشته نیستیم، در واقع معلم آنلاین می‌تواند بسیار مناسب هم باشد چرا که می‌توانم با او کلاسهایی را در خانه یا حتی صبح‌ها قبل از اینکه محل کارم را ترک کنم بردارم. احتمالاً باید تجدید نظر کنم.

قدم پنجم: از معلمتان توضیحاتی درباره تدریسش بپرسید.

 یک معلم انگلیسی حرفه‌ای دو تکنیک قبل از شروع آموزش دارد:

۱- این‌که آن‌ها سطح انگلیسی شما را تعیین می‌کنند( شما را تعیین سطح می کنند)

۲- آنها نیازهای خاص و اهداف شما را مشخص می‌کنند.

 بسیاری از یادگیرندگان انگلیسی معلم خود را برای اولین بار ملاقات می‌کنند و واقعا نمی‌دانند که از آموزش چه می‌خواهند. این به این معناست که معلم باید حدس بزند که  نیازهای شاگردش برای یادگیری چیست. آنچه که بسیار اتفاق می‌افتد این است که یادگیرندگان زبان انگلیسی از معلم خود راضی نیستند چرا که سبک و محتوای درس‌ها چیزی نیست که آنها نیاز دارند یا می‌خواهند، سپس معلم احساس ناامیدی می‌کند زیرا متوجه می‌شود شاگردانش راضی نیستند و نمی‌داند چه کاری می‌تواند انجام دهد تا درس‌ها را تاثیرگذارتر و مرتب‌تر ارائه کند.

همه‌ی اینها از جمله دلایلی هستند که می‌گوییم چرا به معلمتان درباره آنچه که می‌خواهید، آنچه که نیاز دارید و آنچه که به آن علاقه دارید بگویید. اینکه شما قبل از شروع کلاستان اینها را به معلمتان بگویید در آموزش و یادگیری شما بسیار تاثیر دارد.

 شما نیازی ندارید که با جزئیات آن چه که می‌خواهید را برای معلمتان شرح دهید، شما در واقع نیاز دارید که اهداف‌تان برای یادگیری آن درس و نیازهایتان را برای معلمتان شفاف سازی کنید. انجام این کار برای معلمتان هم بسیار مفید است زیرا او می‌تواند به راحتی تصمیم بگیرد که با توجه به خواسته‌های شما و اطلاعات خودش آیا می‌تواند واقعاً به شما کمک بکند یا نه؟!

مترجم: سرکار خانم مرضیه مصلحی

چگونه خودتان و شخصیت‌تان را به زبان انگلیسی معرفی کنید

من عاشق صحبت کردن درباره‌ی اخلاق و خصوصیات هستم. این بسیار سرگرم کننده است که متوجه شوید مردم چگونه کار می‌کنند و چه چیزی آنها را منحصر به فرد می‌کند و امروز تمرکز شخص شماست. چه چیزی شما را تبدیل به شما می‌کند؟

فرقی نمی‌کند که شما زبان انگلیسی را به طور حرفه‌ای به کار ببرید یا برای زندگی روزمره‌تان، دانستن اینکه چگونه انسانی را توصیف کنید یا درباره خصوصیاتش صحبت کنید ضروری است. به طور مثال آیا شما می‌دانید که یکی از رایج ترین سوالاتی که در مصاحبه‌های شغلی در زبان انگلیسی با آن روبرو می‌شوید این است چگونه خودتان را  توصیف می‌کنید؟

آیا می‌دانید که چگونه به این سوال باید پاسخ دهید؟ این سوال به دنبال اطلاعاتی درباره خصوصیات اخلاقی شماست از جمله اینکه شما چگونه کار می‌کنید؟ برای دیگران چه چیزهایی هنگام کار کردن با شما خوشایند است؟ همینطور رفتارها و واکنش‌های رایج شما یا اگر من و شما در حال چت کردن باشیم و من از شما بپرسم: خوب به من بگو همکارت چه چیزی را دوست دارد؟ دوباره شما چه خواهید گفت؟ من اینبار به دنبال اطلاعاتی درباره همکار شما هستم، اینکه او چه کسی است؟چه  چیزهایی دوست دارد و خصوصیات اخلاقی‌اش چیست؟ بنابراین بیایید پیدا کنیم که چگونه شما باید به این سوال ها پاسخ دهید.

جملات شروع کننده برای مکالمات درباره خصوصیات به زبان انگلیسی

فرقی نمی‌کند شما در یک مصاحبه شغلی انگلیسی باشید یا در حال چت کردن با دوستانتان و با این سوال که چگونه خود را توصیف می‌کنید مواجه شوید، ما در کافه زبان قصد داریم به شما راه‌های رایج برای شروع جملات‌تان هنگام صحبت کردن درباره خصوصیات اخلاقی یا کاراکتر شخصیتی‌تان را معرفی کنیم.

 بگویید

 من باید بگویم که… (به طور مثال: من یک آدم روشنفکر هستم)

 بعضی‌ها می‌گویند که من … هستم اما من فکر می‌کنم که … (به طور مثال: بعضی‌ها می‌گویند که او انسانی سخت گیر است اما من فکر می‌کنم که او فقط همه چیز را تحت کنترل دارد و سعی در سازماندهی اوضاع را دارد)

من یک… (به طور مثال: من یک انسان هدف محور هستم)

 من …دارم (به طور مثال: من حس درستی درباره اینکه دیگران چه میخواهند یا واقعاً به چه چیزی نیاز دارند دارم که این توانایی به خود من نیز بسیار کمک می‌کند)

 من خودم را به عنوان یک… توصیف می‌کنم (به طور مثال: من خودم را به عنوان یک انسان که حلال مشکلات است معرفی می‌کنم)

 من حدس میزنم که م.هستم (به طور مثال: من حدس میزنم که در انجام کارها بسیار مسئولیت‌پذیر هستم)

 من دوست دارم که فکر کنم که من… (به طور مثال: من دوست دارم فکر کنم که بسیار انسان اجتماعی هستم)

از کلمات توصیفی هنگام صحبت کردن  درباره خودتان به زبان انگلیسی استفاده کنید 

کلمات توصیفی یا همان کوالی فایر‌ها به ما کمک می‌کنند تا مقدار درستی هرچیزی را نشان دهند یا نشان دهند تا چه اندازه قوی است به عنوان مثال تفاوت بین خیلی ساکت بودن یا اندکی ساکت بودن را همین کلمات توصیفی مشخص می‌کنند. این کلمات توصیفی که همیشه قبل از صفت یا قید می‌آیند عبارتند از:

●بسیار

●کاملا

●نسبتاً

●تاحدودی

●به قدری

●فقط

●به طور روشن

●واقعاً

 ●به طور دلپذیر

●یه ذره

●اندک

●خیلی زیاد

●از نوع

●از گونه‌ی

بیایید اکنون باهم جملاتی را به عنوان مثال ببینیم که این کلمات توصیفی در آنها به کار برده شده‌اند:

او به طور میانه در کار فردی ساکت است.

او بسیار زحمتکش است و قطعاً در امتحان پایانی عالی عمل می‌کند.

من کمی بد اخلاق هستم خصوصاً وقتی گرسنه باشم، اگر بخواهم با شما صادق باشم گرسنگی می‌تواند تا حدی هم مرا عصبانی کند.

استفاده از لغات انگلیسی پیشرفته برای توصیف خصوصیات اخلاقی

 در ادامه برای شما ۴ داستان داریم که با خواندن آنها می‌توانید به اهمیت استفاده از لغات و اصطلاحات و افعال مرکبی که انگلیسی زبانان برای توصیف خود استفاده می‌کنند پی ببرید.

 در هر داستان هر فرد به این سوال که چگونه خودش را توصیف می‌کند پاسخ داده است.

داستان ۱

 من حدس میزنم که مهمترین یا واضح‌ترین خصوصیتم این است که کمی درون گرا هستم، منظورم این است که من همیشه مثل یک گل شب بوی زرد میمانم، مانند آن گل خجالتی هستم و از مرکز توجه بودن دوری می‌کنم، اما این به این معنی نیست که دوست نداشته باشم کسی اطرافم باشد. من این را دوست دارم. من دوست دار مکالمات عمیق و طولانی هستم در حالی که احساس کنم با فرد مقابل در حال برقراری ارتباطی محکم و قوی می‌باشم و همینطور فردی هستم که خوب گوش می‌کند و خوش صحبت است. شاید به این دلیل که دوست ندارم خودم درباره خودم صحبت کنم همیشه از بقیه مردم درباره خودشان سوال می‌پرسم.

داستان۲

 اوه! این که آسان است. من بسیار صادق، مصمم و هدف محور هستم. من معمولاً برای دستیابی به آنچه که می‌خواهم همه کار می‌کنم. گمان می‌کنم که مردم مرا آدمی سمج و کله‌شق می‌دانند اما من ترجیح می‌دهم که قسمت مثبتش را ببینم. من همیشه راهی یا راه حلی پیدا می‌کنم که خب این فقط برای من درست نیست، برای دوستان و خانواده هم همینطور است، اما من هر کاری انجام می‌دهم تا به آنها در حل شدن مشکلاتشان کمک کنم.

داستان۳

 باید بگویم که من انسانی بسیار راحت و اجتماعی هستم. عاشق این هستم که بداهه جوک بگویم و اطرافیانم را بخندانم. در محیط کار پسری هستم که با همه برخوردی صمیمانه دارم و احساس می‌کنم که این ویژگیم باعث شده افراد در کنار من احساس راحتی داشته باشند.

داستان۴

 من فکر می‌کنم بقیه می‌گویند که انسانی قابل اعتماد هستم و خودم هم این را دوست دارم. من دوست دارم که با مشکلات مواجه شوم و بقیه را کمک کنم. من معمولا می‌گویم که آدمی سخت کوش و دارای پشتکار هستم. من هنگامی که در محیط کاری یک پروژه را کامل می‌کنم و از درستی آن مطمئن می‌شوم احساس بسیار خوبی  پیدا می‌کنم. گاهی اوقات آرزو می‌کنم که کاش یک انسان خلاق و پر ایده بودم اما حدس میزنم که شخصی هستم که کارها را به پایان می‌رساند.

حالا نوبت شماست که تلاش کنید با استفاده از آنچه یاد گرفتید به این سوال درباره خصوصیات اخلاقی خودتان پاسخ دهید که چگونه خودتان را توصیف می‌کنید؟ برای انجام این چالش می‌توانید از این سوال‌ها کمک بگیرید: -چگونه خودتان را برای کسی که تازه ملاقات کردید توصیف می‌کنید؟

یا

-اگر با توصیف کردن خودتان راحت نیستید می‌توانید خصوصیات اخلاقی دوست یا همکارتان را بدون ذکر نامش توصیف کنید. 

با انجام این کارها به راحتی می‌توانید برای این سوال راه حل‌های مناسبی پیدا کنید.

مترجم: سرکار خانم مرضیه مصلحی

نشانه های خوب گوش دادن به انگلیسی و اهمیت آن

گوش دادن-به خصوص درست گوش دادن-یک کادو یا هدیه قدرتمند و بخشنده به افراد است. این یک هدیه از زمان و توجه شماست.
حتی بهتر گوش دادن و کامل گوش دادن می‌تواند همواره برای شما سودبخش باشد و مکالمات‌تان را راحت‌تر بکند.
امروز در این مقاله شما یادخواهید‌گرفت
که:
•چگونه قدرتمند گوش دادن می‌تواند برای شما سودمند باشد.
•چگونه می‌توانید متوجه شوید که سخنوران انگلیسی به شما گوش می‌دهند و از چه سیگنال‌هایی استفاده می‌کنند.
•شما از چه سیگنال هایی می‌توانید استفاده کنید تا نشان دهید که درحال گوش دادن هستید.
•چه چیزهایی می‌توانید بگویید وقتی که متوجه می‌شوید که شخص مورد نظر به سخنان شما گوش نمی‌کند.

بخش اول: داشتن مهارتهای قدرتمند
گوش دادن به انگلیسی چه منافعی دارد؟
همانطور که گفتیم قدرتمند گوش دادن یک هدیه به منظور نشان دادن توجه ما به افراد است. یک نوع از گوش دادن، گوش دادن اکتیو است.
گوش دادن اکتیو احترام و صداقت را می‌سازد.
•با اکتیو گوش دادن شما می‌توانید روابطی دوستانه و همینطور روابطی تجاری بسازید و وارد دنیای بیزینس و تجارت شوید.
•اعضای گروه‌تان و مشتری‌هایتان را حتی با طرحی معنی دار جذب کنید.
•همدلی داشته باشید و یکدیگر را بفهمید.
گوش دادن اکتیو علاقه شما به دیگران را نشان می‌دهد.
•مکالمات تان بسیار باز و سرگرم کننده می‌شود.
•به شما کمک می‌کند که در مکالمات انگلیسی بسیار علاقه مندتر باشید.
•باعث می‌شود مردم را بفهمید و بدانید که آنها واقعاً چه می‌خواهند.
•ناسازگاری‌ها و سوءتفاهم‌ها کمتر می‌شود.
•رسیدن به سازگاری بسیار آسان‌تر می‌شود.
•تصمیم گیری‌ها بهتر می‌شوند
و مشتری‌ها بسیار آسان ترکنترل می‌شوند.

بخش دوم: چگونه سخنوران انگلیسی نشان می‌دهند که آنها در حال گوش دادن به شما هستند؟
قطعا راه‌های بسیاری وجود دارد که ما می‌توانیم نشان دهیم که در حال گوش دادن به افراد هستیم.
یکی از این راهکارها استفاده از کلمات یا اشارات فعلی است.
اشارات فعلی:

•اوهوم

•ممم

•اوه

•آها

•بله

•واقعاً

•واو

•چه جالب

•جدا

دومین‌ راهکار زبان بدن است.

– زبان بدن و بیانات صورت
•ارتباط چشمی •تکان دادن سر(به منظور تایید سخن) •لرزش سر
•خم شدن به سمت جلو
در نهایت آخرین راه حل مناسب تاکید کردن است.
– تشخیص دادن و تایید کردن آنچه که می‌شنوید.
به طور مثال با استفاده از عبارت‌هایی نظیر:
•اگر من درست متوجه شده باشم همانطور که شما گفتید…
•شما اشاره کردید که…
•آنچه که من شنیدم این بود که شما گفتید…
•به من بیشتر بگویید درباره…

بخش سوم: شما از چه سیگنال‌هایی می‌توانید استفاده کنید که نشان دهید در مکالمات انگلیسی گوش دهنده اکتیو هستید؟
گزینه ۱: زبان خود را انتخاب کنید و می‌توانید از مثال‌های این مقاله برای مکالمات انگلیسی خود استفاده کنید.
گزینه ۲: به مصاحبه‌ها و مکالمات سخنگویان انگلیسی که در اطراف شما زندگی می‌کنند گوش دهید. آیا می‌توانید اشارات فعلی که آنها استفاده می‌کنند تا نشان دهند که در حال گوش دادن به شما هستند را تشخیص دهید؟
گزینه ۳: یک سخنگوی انگلیسی که خودتان آن را تحسین می‌کنید و مورد پسندتان است را انتخاب کنید. مصاحبه‌های او را با بقیه افراد پیدا کنید و راه‌هایی که او برای انتقال سیگنال استفاده می‌کند را تشخیص دهید. دوباره یک یادداشت از مثال‌ها بردارید و شروع به استفاده از آنها در هنگام مکالمات انگلیسی خودتان بکنید.

شما چه کارهایی می‌توانید انجام دهید هنگامی که متوجه می‌شوید فردی به شما گوش نمی‌کند؟
•اذعان کردن و نشان دادن نگرانی
با بکارگیری جمله‌ای نظیر: به نظر می‌رسد که شما از مسیر حرف‌های من خارج شده‌اید، آیا زمان دیگری وجود دارد که ما بتوانیم در این باره صحبت کنیم تا شما بتوانید به طور ۱۰۰ درصد حضور داشته باشید؟(تمام حواستان اینجا باشد)
اگر تلفن کسی زنگ خورد یا صدایی از آن درآمد شما می توانید بگویید: آیا باید به آن پاسخ دهید؟ اگر این طور نیست می‌توانید از آنها بخواهید در هنگام صحبت شما موبایلشان را خاموش کنند.
•مدعی باشید
می‌توانید بگویید: من به توجه شما نیاز دارم چراکه با اینکار ما می‌توانیم یک تصمیم درست در رابطه با موضوع مدنظرمان بگیریم.
یا بگویید: من نیازمند توجه شما هستم چرا که توجه شما برای ارتباط ما یا آینده‌ی مالی شرکت بسیار مهم است.
•از سکوتی غیرمنتظره یا کلمات شگفت‌انگیز استفاده کنید.
صحبت کردن را متوقف کنید. این توقف باعث می‌شود که حواس شنوندگان به شما جذب شود.
چیزی خارق‌العاده بگویید مانند «و سپس فیل شروع به خندیدن کرد»!!!! کلمات شگفت انگیز حواس شنوندگان را تسخیر می‌کند.

مترجم: سرکار خانم مرضیه مصلحی

شش راه برای ارتقاء اعتماد به نفس در انگلیسی صحبت کردن

اعتماد به نفس خصوصیتی دلپسند و جالب توجه است. به نظر می‌رسد که بعضی از افراد این توانایی را به صورت طبیعی دارند، حتی وقتی که ضرورتی ندارد تا در انجام کاری بهترین باشند. اگرچه برای بقیه ما انسانها داشتن اعتماد به نفس توانایی است که نیازمند زمان گذاشتن است، اما با این حال میانبرهایی برای افزایش اعتماد به نفس وجود دارد. ما در این مقاله ۶ راه حل برای شما داریم که با به‌کارگیری آن‌ها هنگام انگلیسی صحبت کردن می‌توانید به راحتی اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید.


۱-نفس کشیدن
یک راه آسان برای فراموش کردن اضطراب، عمیق نفس کشیدن است. اطمینان حاصل کنید که شما به اندازه کافی در خونتان اکسیژن دارید. داشتن اکسیژن یکی از راه‌های حیاتی برای داشتن احساس اعتماد به نفس و درست صحبت کردن به یک زبان است. قبل از صحبت کردن یک نفس عمیق بکشید و به خودتان زمان بدهید تا فکر کنید. با این کار به خودتان کمک می‌کنید تا احساس اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید.


۲-آرام باشید
بیشتر سخنگویان اجتماعی که به زبان انگلیسی صحبت می‌کنند، آرام و ملایم سخن می‌گویند. شمرده صحبت کردن صدای شما را با اعتماد به نفس نشان می‌دهد و شما را به آدمی قابل اعتماد تبدیل می‌کند و همینطور تاثیر بیشتری بر احساس شما خواهد داشت. این کار با این وجود که به شما کمک می‌کند تا احساس اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید، به شما زمان بیشتری برای فکر کردن نیز می‌دهد که بدانید سخن بعدی که می‌خواهید بگویید چیست.

۳-لبخند بزنید
مطالعات بسیار زیادی نشان می‌دهند که لبخند زدن تاثیر بسیار مثبتی بر حالتهای افراد دارد. با لبخند زدن احساس خوشحالی بیشتری شکل می‌گیرد و مردم به آرامش دعوت می‌شوند، حتی هنگامی که هیچ تغییری در موقعیت قبلی وجود نداشته باشد. از لبخند زدن به عنوان یک سود یا فایده برای احساس خوشحالی و همینطور احساس اعتماد به نفس در هنگام انگلیسی صحبت کردن‌تان استفاده کنید.

۴-تمرین اشتباه کردن بکنید
یکی از بزرگترین موانع برای جمله سازی و قرار دادن ساختارها و کلمات در کنار هم، ترس از غلط بودن آن است. اگرچه “اشتباهات” امری بسیار طبیعی و مهم در پروسه یادگیری هستند اما وقتی که یک اشتباه می‌کنید به راحتی می‌توانند شما را خجالت زده کنند یا به شما احساس ناراحتی بدهند. بنابراین برای غالب شدن بر این ترس بهتر است که شما خود را در موقعیتی قرار دهید که می‌دانید آن اشتباه است. به طور مثال می‌توانید به یک مغازه آهن آلات و فلزات فروشی بروید و از آنها بپرسید که آیا اینجا مغازه محصولات غذایی است؟ این کاری سخت برای انجام است اما همین کار به شما کمک می‌کند تا متوجه شوید که مردم حتی در شرایطی که اشتباه شما بسیار واضح است نیز باز هم با شما مودبانه و دوستانه رفتار می‌کنند.

۵-موفقیت‌تان را تصویر سازی کنید
به تصویر کشیدن موفقیت یک راه فریبنده است که بسیاری از ورزشکاران از آن استفاده می‌کنند. قبل از اینکه شروع به انگلیسی صحبت کردن کنید،خودتان را تصور کنید که دارید به درستی و به روانی به انگلیسی صحبت می‌کنید. با به تصویر کشیدن اینکه شما دارید از این موقعیت یک خروجی مثبت می‌گیرید شما احساس اعتماد به نفس خواهید کرد و می‌دانید که چه چیزی را به دست خواهیدآورد.


۶-به خودتان تبریک بگویید
اطمینان حاصل کنید که برای توانایی‌های‌تان جشن گرفته‌اید. یک لیست از تمام کارهایی که می‌توانید به درستی انجام دهید تهیه کنید و آن را در جایی بگذارید که بتوانید روزانه آن را ببینید. هنگامی که نگاهتان به این لیست می‌افتد و متوجه می‌شوید که چه چیزهایی را همواره بلد هستید به شما کمک خواهد کرد که احساس اعتماد به نفس بیشتری را تجربه کنید.


به دنبال اعتماد به نفس هستید؟ یکی از این تکنیک‌ها را امروز امتحان کنید و ببینید که چگونه این تکنیک‌ها در بالا بردن اعتماد به نفس به شما کمک خواهند کرد.

مترجم:سرکار خانم مرضیه مصلحی

سفری به بریتانیا

پادشاهی بریتانیا یک کشور مستقل است که به دور از ساحل شمال غربی قاره اروپا واقع شده است با مجموع مساحتی حدود 532ˎ248 کیلومتر مربع (960ˎ95 مایل مربع ). پادشاهی انگلستان عمدتا مجمع الجزایر بریتانیا را در بر می‌گیرد و شامل جزیره بریتانیا کبیر، یک ششم از جزیره شمال شرقی ایرلند و بسیاری از جزایر کوچک مجاور است. این کشور رتبه هفتم بزرگترین کشور جزیره‌ای در دنیا را دارد. قسمت اصلی آن بین عرض جغرافیایی °49 شمالی و °69 شمالی (جزایر شتلاند به نزدیکی °61 شمالی میرسد)، و بین طول جغرافیایی °8 غربی و °2 غربی قرار گرفته است. رصدخانه سلطنتی گرینویچ که در جنوب شرقی لندن واقع است مبدا نصف النهار گرینویچ را مشخص می‌کند. پادشاهی انگلستان بین اقیانوس اطلس شمالی و دریای شمال قرار دارد و 35 کیلومتر ( 22 مایل ) تا ساحل شمال غربی فرانسه امتداد دارد که توسط کانال انگلیس جدا شده‌است. این کانال 499 کیلومتر مرز بین المللی مشترک با جمهوری ایرلند دارد. این تونل که در زیر کانال انگلیس درست شده است، اکنون پادشاهی انگلستان و فرانسه را به هم وصل می‌کند. جمعیت کنونی پادشاهی انگلستان 236ˎ809ˎ67 نفر است.
بر اساس اطلاعات سازمان ملل جمعیت پادشاهی انگلستان تا اواسط سال 2020 ، 011ˎ886ˎ67 نفر تخمین زده شده است.
جمعیت پادشاهی انگلستان برابر با 0.87% جمعیت کل جهان است.
پادشاهی انگلستان رتبه 21 را در بین کشور ها ( و تبعیت ها ) از نظر جمعیت دارد.
تراکم جمعیت پادشاهی انگلستان 281 نفر در هر کیلومتر مربع ( 727 نفر در هر مایل مربع ) است.
مساحت کل خشکی 930ˎ241 کیلومتر مربع ( 410ˎ93 مایل مربع ) است.
83.2% جمعیت شهرنشین هستند ( 180ˎ495ˎ56 نفر در سال 2020 ) .
میانگین سنی در پادشاهی انگلستان 40.5 است.

فرهنگ بریتانیا چیست ؟
فرنگ پادشاهی انگلستان ریشه در تاریخچه طولانی این کشور دارد.


غذا بریتانیا
غذای بریتانیا مجموعه‌ای از غذاهای سنتی منحصر به فرد است که وابسته به کشورهای تشکیل دهنده پادشاهی انگلستان است. چند قرن پیش این غذاها عمداتا شامل غذاهایی بودند که از مواد اولیه محلی تهیه و به همراه سس ساده سرو می شدند تا مزه ی بهتری داشته باشند. گسترس و توسعه امپراطوری انگلستان در هند، ادویه‌های تند و گیاهی هند را به انگلیس آورد. ادویه کاری که با مهاجران هندی به انگلستان آمد اکنون ادویه مورد علاقه ملی است. اگرچه که سنت و شیوه‌ی آشپزی اصولا همانطور باقی مانده است اما با گذشت سال‌ها غذاها و نوشیدنی‌ها در پادشاهی انگلستان به دلیل رشد تبلیغات رستوران ها تغییر کرده است . مردم زمان کمتری برای پخت و پز دارند و بیشتر وقت خود را در محل کار و مدرسه میگذرانند.

هنر و ادبیات
تعداد زیاد گالری‌های هنر و آثار فوق العاده هنرمندان مشهوری چون جان کانستیبل و ویلیام بلیک نشانه قدرشناسی از هنر در بریتانیا است. هنر جزئی از فرهنگ بریتانیا باقی مانده است و شامل آثاری در بخش‌های مختلف هنری است. پادشاهی انگلستان تاریخچه‌ای غنی در ادبیات دارد که آن‌ها را از سنت‌های ادبی کشورهای تشکیل دهنده آن به ارث برده است. قطعه‌های ادبی وجود دارند که به زبان سلتیک و انگلیسی کهن نوشته شده اند. در طول قرن‌ها بریتانیا نویسنده‌های مشهوری چون : ویلیام شکسپیر، جفری چاسر، جان میلتون، جی. آر. آر. تالکین و جی. کی. رولینگ را پرورش داده است. میلیون‌ها نفر در سرتا سر جهان آثار ویلیام شکسپیر به خصوص رومئو و ژولیت را خوانده اند و در سال 2017 این اثر حداقل به 100 زبان دنیا ترجمه شده بود .

(William Shakespeare ) ویلیام شکسپیر نویسنده نمایشنامه هایی همچون مکبث، هملت، اوتلو و …
(Geoffrey chaucer) جفری چاسر نویسنده کتاب مشهور کانتر بری تیل (Canterbury Tale)
(John Milton ) نویسنده کتاب بهشت گمشده (Paradise Lost)
(J.K.Rowling)جی کی رولینگ نویسنده داستان های هری پاتر

تئاتر و موسیقی
از زمان بوجود آمدن آن، پادشاهی انگلستان سنت سرزنده و پرجنب و جوش تئاتر را حفظ کرده است که بیشتر آن را از اسکاتلند و انگلیس به ارث برده است . تئاتر سلطنتی واقع در وست مینیستر یکی از قدیمی ترین تئاترهای اروپا است که تاریخچه آن ریشه در اواسط قرن هفدهم دارد. در طول قرن هجدهم علاقه‌ها به کمدی احساسی، نمایش تراژدی داخلی شدند که هردو جایگزین کمدی آن زمان شدند. در آن زمان اپرای ایتالیا هم بسیار محبوب شد. موسیقی نقش حیاتی در فرهنگ بریتانیا را ایفا می‌کند و عمده ترین خروجی پادشاهی انگلستان به ارزش 1.8 میلیارد دلار است. پادشاهی انگلستان همچنین در چندین مدل موسیقی رقص الکترونیکی مثل طبل و باس پیش قدم شد. پادشاهی انگلستان موسیقی دانانی مشهور در سطح جهانی مانند : رولینگ استون، گروه بیتل و ادل را پرورش داده است، کسانی که تاثیر بسیار زیادی در صحنه‌های موسیقی بریتانیا و جهان داشته اند.

(The Rolling stones) گروه رولینگ استون
(The Beatles ) گروه بیتل
(Adele) ادل


ورزش و فراغت
پادشاهی انگلستان نقش اساسی در آغاز، رشد و گسترش برخی از محبوب ترین ورزش های جهانی مانند فوتبال، گلف، راگبی و تنیس داشته است. لیگ برتر انگلیس یکی از پربیننده ترین مسابقات ورزشی دنیا است که بازدیدی بالغ بر 160 میلیون بیننده در بیش از 200 کشور از سرتا سر جهان دارد. این تعداد تماشاگران فقط با مسابقات قهرمانی مثل جام جهانی فیفا به رقابت پرداخته است. پادشاهی انگلستان چهار تیم ملی فوتبال دارد که برای چهار کشور تشکیل دهنده آن است.

مذهب
پادشاهی انگلستان به عنوان یک کشور مسیحی با کلیسای آنگلیکن که مذهب اصلی بود تاسیس شد. کلیساهای آنگلیکن هنوز بزرگترین گروه در هرکدام از چهار کشور به جز اسکاتلند هستند. مسیحی‌های پادشاهی انگلستان عمدتا به پروتستان‌ها برای مخالفت با کاتولیک‌های روم کمک می‌کردند، کاتولیک‌ها هم دومین گروه بزرگ در کشور بودند. خانواده سلطنتی عضو کلیسای انگلستان هستند که این کلیسا، کلیسای مادر اتحادیه آنگلیکن در جهان است. اگرچه اسقف اعظم شهر کنتربری کشیش عالی رتبه نهاد است اما حاکم اداره کامل کلیسا را در دست دارد. به هر جهت بریتانیا با توجه به تعداد کسانی که به صورت مداوم در مراسم روز یکشنبه کلیسا شرکت میکنند رفته رفته در حال از دست دادن جمعیت مسیحیان خود است. آیین هندو، آیین سیک و اسلام پیروان زیادی در پادشاهی انگلستان دارند. پادشاهی انگلستان میزبان جمعیت زیادی از هندی‌های خارج از هند است. و همچنین پنجمین رتبه را در جمعیت یهود را در جهان دارد. تعداد یهودی‌های بریتانیا امروزه در حدود 000ˎ300 نفر است.

مد
مد در بریتانیا دستخوش تغییرات زیادی در طول سالها شده است. لباس‌های سنتی که غالب شده بودند حتی به تازگی دوره ویکتوریا به طرز قابل توجهی با مد امروز تفاوت دارند. بر مبنای تاریخ مد پیرو سنت قدیم و محدودکننده بود . این شرایط در طول سالها تغییر کرد. همانند مدهای امروزی، مد سنتی انگلیسی هم بر اساس فصل‌ها تغییر می‌کردند. برای مثال در تابستان مردها را می‌دیدید که عموما شلوارهایی می‌پوشیدند تنگ که زیر زانو بسته می‌شدند. مناسبت‌های رسمی خواستار لباس‌های خاص بودند که بتوان با آنها با بقیه افراد جور بود مخصوصا با خانواده سلطنتی و اشرافیان. امروزه لندن مرکز مد پادشاهی انگلستان است. لندن خانه‌ی برخی از مشهورترین برندهای مد در جهان مانند : رولاند مورت، سلف پورتریت، پاول اسمیت، کریستو کرین و بعضی دیگر است. ارزش صنعت داخلی مد پادشاهی انگلستان در حدود 88 میلیارد دلار تخمین زده شده است.


زبان
زبان انگلیسی برای اولین بار در قرون وسطا در انگلیس صحبت شد. در حال حاضر زبان رسمی پادشاهی انگلستان است که تقریبا 95% جمعیت به صورت تک زبان با آن صحبت می کنند. 1400 سال طول کشیده است تا زبان انگلیسی از ریسه خود در آلمان غربی به صورت امروزه تبدیل شود. این زبان از لاتین، فرانسوی و زبان اسکاندیناوی تاثیر گرفته است. انگلیسی نه تنها زبان غالب در بریتانیا است بلکه سومین زبان مورد استفاده بعد ار ماندرین چینی و اسپانیایی و شایع ترین زبان در جهان است. هر کشور در پادشاهی انگلستان خود نیز چهارچوبی برای ارتقا زبان بومی خود دارند مانند زبان ولش در ولز و گائلیک در اسکاتلند.

مترجم:سرکار خانم مرضیه مصلحی

چگونه با اعتماد به نفس صحبت کنیم؟

چالش‌های زیادی برای یادگیری یک زبان جدید وجود دارد، اما هیچکدام از این چالش ها پر ضررتر از عدم اعتماد به نفس نیست. با شک و بی میلی توانایی خود برای ارتقاء را مختل می کنیم و سفرمان در دستیابی به زبان انگلیسی می‌تواند ناامید کننده باشد.


۱-گوش دادن و تکرار کردن
همه ی ما یک فیلم مورد علاقه، نمایش تلویزیونی یا حتی کانال یوتیوب محبوب خودمان را داریم. اما به جای اینکه ساکت بنشینیم و آن ها را تماشا کنیم بهتر است به درستی و با دقت به آنها را گوش دهیم که کدام کاراکتر یا کدام گروه در حال صحبت کردن هستند و دیالوگی که برای مان جذاب است را تکرار کنیم. جلو بروید و استوپ بزنید دوباره باز گردید و حتی اگر لازم بود به خط ها چندبار گوش دهید و یا حتی بهتر است در قسمت تنظیمات فیلم عنوان انگلیسی یا زیرنویس را فعال کنید تا به شما کمک کند هر کلمه را تشخیص دهید. این یک راه سرگرم کننده برای تمرین مهارت گوش دادن و و صحبت کردن با متریالهای لذت بخش و سرگرم کننده است.


۲-پیدا کردن یک دوست
اینکه بخواهید همیشه با خودتان تمرین کنید مخصوصا زمانی که مهارت صحبت کردن تان افزایش پیدا کرده بسیار سخت است. بنابراین پیدا کردن گروهی از دوستان یا همکلاسیهایی که بتوانید با آن ها انگلیسی صحبت کنید و اهداف تان را به آنها منتقل کنید در بالا بردن اعتماد به نفس شما برای استفاده از زبان انگلیسی بسیار موثر است. کنار هم باشید و نقش های انگلیسی را در کنار هم اجرا کنید به این معنا که هر کس باید یک یا دو ساعت انگلیسی صحبت کند. با همچین سیستم حمایتی شما احساس امنیت بیشتری برای یادگیری انگلیسی می‌کنید و بدون اینکه بخواهید با ترسیدن صحبت کردن تان را مختل کنید به انگلیسی صحبت می کنید.


۳-بلند بخوانید
فرقی نمی کند شما ترجیح می دهید یک رمان یا یک متن واقعی بخوانید، حداقل ۳۰ دقیقه در هر روز وقت برای خواندن بگذارید و سپس ۳۰ دقیقه دیگر با صدای بلند بخوانید. این یک راه بسیار خوب برای گسترش مهارت خواندن است که علاوه بر تمرین تلفظ، بالا و پایین بردن صدای تان را برای کلمات متفاوت و جملات بلند کنترل می کنید. اگر شما مطمئن نیستید که چگونه باید یک کلمه خاص را تلفظ کنید، می‌توانید از دیکشنری مبتدی ها یا گوگل و یا حتی یوتیوب کمک بگیرید اما برای هر کلمه که آن را متوجه نشده اید خیلی به سمت جزئیات نروید. نکته مهم این تمرین افزایش اعتماد به نفس هنگام صحبت کردن است و بلند خواندن به شما اجازه می دهد که با امنیت و راحتی درخانه یا اتاقتان تمرین تلفظ کنید.


۴-از اشتباه کردن نترسید
به یاد داشته باشید اشتباه کردن امری طبیعی است. اگر شما خودتان را در برخورد با کلمات پیچیده یا طولانی دیدید، به راحتی متوقف شوید، به خودتان چند ثانیه زمان بدهید تا نفس بکشید و سپس شروع به صحبت کنید. در حقیقت اینکه شما به زبان دیگری که زبان مادری تان نیست صحبت کنید یک دلیل کافی برای افتخار کردن به هنر و فضل خودتان است.
مانند هرکار مهم و سخت دیگری کلید با اعتماد به نفس انگلیسی صحبت کردن تمرین زیاد است. در مسیر یادگیری زبان با ثبات باشید و مطمئن باشید که در هر روز زمانی برای انگلیسی صحبت کردن کنار گذاشته اید.

مترجم:سرکار خانم مرضیه مصلحی

5 راه‌حل برای ارتقاء لغات انگلیسی

یکی از بزرگترین چالش‌ها، یادگیری یک کلمه‌ی جدید و یادآوری آن برای چگونگی بکارگیری‌اش و سپس قادر بودن به استفاده از آن کلمه  در لحظه‌ای که در حال مکالمه به زبان انگلیسی هستید، است.

شما امکان دارد همواره با استراتژی‌هایی نظیر فلش کارت‌ها و برنامه‌های آموزش لغت آشنا باشید. شما اهمیت خواندن و گوش دادن به زبان انگلیسی را برای آموزش و یادگیری کلمات جدید می‌دانید.

همه‌ی اینها، متدهایی تاثیرگذار برای یادگیری کلمات جدید هستند، مخصوصا وقتی که شما تازه شروع به یادگیری یک زبان جدید می‌کنید. اما هنگامی که بزرگ‌تر می‌شوید، هنگامی که در سطح پیشرفته  قرار می‌گیرید، استراتژی‌های‌تان نیاز به تغییر دارند. آنچه که در گذشته برای شما کارساز بوده است یا آنچه که برای شما هنگامی که مبتدی بوده‌اید درست بوده، امکان دارد الان برای تان مناسب نباشد.

هنگامی که میخواهید یک زبان جدید بیاموزید و دایره لغات‌تان را گسترش دهید، دو واقعیت وجود دارد:

اولین واقعیت این است که استراتژی تک سایز نداریم. آیا در این باره قبلاً چیزی به گوشتان خورده؟ استراتژی تک سایز یعنی آنچه که برای یک شخص مناسب است امکان دارد برای شما مناسب نباشد. شما یک سبک منحصر به فرد خود را دارید و مهم است که استراتژی که برای خودتان تاثیرگذار است را پیدا کنید.

حقیقت بعدی این است آنچه که به شما در ابتدای یادگیری زبان انگلیسی به عنوان یک آموزنده مبتدی کمک می‌کرده است، ممکن است برای الانتان کارآمد نباشد. همانطور که بزرگ می‌شوید، نیاز دارید که خودتان را به چالش بکشید و از استراتژی‌های جدید و پرتاثیرتری استفاده کنید.

ما در اینجا میخواهیم به شما آموزش دهیم که چگونه با گسترش استراتژی‌های تاثیر گذار دایره‌ی لغوی‌تان را بالا ببرید. شما امروز ۲ چیز یاد میگیرید.

شماره ۱- پروسه درست یادگیری لغت چیست؟

 شماره ۲- چه استراتژی‌هایی  در این پروسه موثر هستند؟

با یادگیری این استراتژی‌ها شما قادر خواهید بود به طور دقیق بدانید که چه کلماتی را باید در اولویت قرار دهید یا بر روی اینکه کجا کلمات را پیدا کنید تمرکز کنید و در نهایت چگونه می‌توانید به صورت موثر آنها را یاد بگیرید. سپس می‌توانید به یاد بیاوریدشان و در مکالمات انگلیسیتان از آنها استفاده کنید.

خب حالا بریم سراغ اینکه چطور با استفاده از کلمات سطح پیشرفته بتوانیم به صورت مؤثر دایره‌‌ی لغات انگلیسی‌مان را بالا ببریم.

4مورد وجود دارد که شما به آنها نیاز دارید تا بهتان کمک کنند بتوانید استراتژی مناسب خودتان را تشخیص دهید.

شماره ۱- شما نیاز دارید که بدانید چگونه یاد می‌گیرید. به عنوان مثال بعضی از زبان‌آموزان، آموزندگان بصری هستند. به این معنا که آنها برای یادگرفتن نیاز به دیدن دارند. مثل دیدن عکس، تصویر یا حتی دیدن خود کلمه. بعضی دیگر از زبان‌آموزان، آموزندگان جسمی هستند، به این منظور که برای یادگیری باید در حرکت باشند و بتوانند بدن خود را تکان دهند تا بتوانند به صورت مؤثر یادبگیرند و برخی دیگر، آموزندگان سمعی هستند، یعنی هنگامیکه چیزی را می‌شنوند بهتر آن را یادمی‌گیرند. بنابراین مهم است که بدانید چگونه در بهترین حالت می‌توانید محتوایی را یاد بگیرید زیرا در انتخاب درست استراژی به شما کمک می‌کند.

شماره ۲- دومین چیزی که برای انتخاب درست استراتژی مؤثرتان باید به آن فکر کنید این است که راهی را پیدا کنید که برایتان جذاب و سرگرم‌کننده باشد تا از انجام آن لذت ببرید. به طور مثال اگر شما تصمیم گرفتید که یک برنامه‌‌ی آموزش لغت در گوشیتان نصب کنید اما از تکنولوژی متنفر هستید و علاقه‌ای هم به حفظ کردن ندارید، احتمالا شما خیلی کم از آن برنامه استفاده خواهیدکرد یا نوع استفاده‌تان مؤثر نیست، پس این استراتژی مناسبی برای شما نخواهدبود. فقط به صرف اینکه این راه برای فرد دیگری مناسب بوده به این معنا نیست که برای شما هم درست و مناسب باشد. شما باید آنچه را که برایتان جذاب وسرگرم‌کننده است را پیدا کنید. آن کارهایی که به شما انرژی می‌دهند، به تمرکزتان نیزکمک می‌کنند.

شماره۳-  سومین بخش این پروسه این است که اطمینان حاصل کنید که خودتان را فقط به یک استراتژی محدود نکرده‌اید. وقتی شما یک کار را به صورت پشت‌سرهم تکرار می‌کنید، انجام آن کار در ذهنتان به صورت خودکار در می‌آید که این بسیار خوب است ولی این کار شما را از به چالش کشیده شدن متوقف می‌کند و هنگامی که شما خود را از به چالش کشیدن متوقف کنید انگار که جلوی رشدکردنتان را گرفته‌اید، پس مهم است که همیشه در حال تکمیل خود باشید، تغییر کنید و استراتژی‌های متفاوت را با هم ترکیب کنید که به شما در ادامه‌ی پروسه‌ی یادگیری کمک می‌کند.

شماره ۴- در نهایت بخش آخر این پروسه‌ی یادگیری مؤثر برای ارتقاع سطح لغتتان، تمرین پرتکرار منسجم است. تمرین پرتکرار قطعا برای گسترش ماهیچه‌های حافظه ضروری است. آیا شما تا کنون در مورد ماهیچه های حافظه شنیده اید؟ وقتی شما ماهیچه‌های حافظه تان را گسترش می‌دهید در واقع شما توانایی انجام کارها را به صورت خودکارو بدون فکر قبلی دارید. به طور مثال اگر شما یک موسیقیدان باشید، هنگامیکه شروع می‌کنید یک موسیقی جدید یادبگیرید شما نیاز دارید که نت‌های موسیقی را با دقت بخوانید. شما باید کمی تمرین کنید (ساز بزنید) ، اشتباه کنید،‌ متوقف شوید، دوباره شروع کنید و از نو بسازید و ادامه دهید. این یک پروسه‌ی تمرینی پرتکرار از یادگیری موسیقی وهمینطور یادگیری برای جلوگیری از اشتباهات است. اگر با این منوال پیش روید، شما شروع به یادگیری زبان با قلبتان می‌کنید. ماهیچه‌ها‌ی حافظه‌تان را گسترش می‌دهید که این توانایی یعنی به صورت خودکار و بدون فکر آن را انجام دهید. مشابه همین موضوع در یادگیری لغت هم هست.

وقتی شما یک اصطلاح یا یک ترکیب جدید را یاد می‌گیرید، تکرار پروسه‌ی یادگیری بسیار ضروری و مهم است،. این معنای این است که آن را بخوانید، بشنوید و بنویسید. اگر شما این کارها را با نظم و به صورت منسجم انجام ندهید یا اگر تمرینات پرتکرارتان را گسترش ندهید،برایتان زمان یادآوری آن کلمات جدیدی که یادگرفتید در هنگام صحبت کردن بسیار طولانی و سخت خواهد بود.

حالا که شما پروسه‌ی تشخیص سبک یادگیری‌تان را دارید و متوجه شدید که کدام استراتژی برایتان جالب و سرگرم کننده است، بیایید  در مورد پرورش دادن استراتژی‌های مخصوص یادگیری لغت کمی صحبت کنیم.

با این 5 استراتژی شما یاد خواهید گرفت که روی کدام کلمات باید تمرکز کنید و آنها را چگونه پیدا کنید و چگونه بیاموزید.

استراتژی شماره1- اولویت قرار دادن سطح پیشرفته‌ی کلمات است.

خب این واقعا به چه معناست؟ چطور می‌توانید این استراتژی را پیدا کنید؟ همانطور که شما سطح انگلیسی خود را گسترش می‌دهید مهم است که بدانید بومی زبانان از مترادف‌ها استفاده می‌کنند که این به آنها اجازه می‌دهد که در کلامشان انعطاف بیشتری داشته باشند و برای گفتن عبارت‌های شبیه به هم از کلمات متنوعی استفاده کنند.

وهمینطور افعال مرکب. انگلیسی زبانان بومی از افعال مرکب استفاده می‌کنند و برخی ازین افعال معانی متفاوتی دارند، پس مهم است که این افعال مرکب را بشناسید و بدانید که چگونه از آنها به درستی استفاده کنید.

بنابراین چطور می‌توانید این اصطلاحات و افعال مرکب را پیدا کنید؟

اصطلاحات گروهی از کلمات هستند که بومی زبانان به صورت طبیعی در بینشان استفاده می‌کنند.علاوه بر اصطلاحات، همواره مترادف هایی وجود دارند که با بلد بودن آنها کلمات قدرتمندتری برای استفاده در مکالماتتان دارید و می‌توانید با انعطاف بیشتری صحبت کنید. شما می‌توانید با این دانش، کلمات متنوعی را در صحبت‌هایتان استفاده کنید که معانیشان با هم یکی است. شما همواره می‌دانید که خواندن به زبان انگلیسی و انگلیسی گوش دادن راه‌های مؤثری برای آشنایی با کلمات جدید هستند اما اگر استراتژی مشخص و واضحی برای  یادگیری کلمات جدید و حفظ شدنشان نداشته باشید، این راه‌ها به شما کمکی نخواهند کرد، و آنچه که در مورد این استراتژی جالب است این است که شما می‌توانید روی آنچه برایتان لذت‌بخش است یا آنچه که به آن علاقه دارید تمرکز کنید که این بخشی از این پروسه‌ی گسترش استراتژی مؤثر است. حالا که شما می‌دانید چه چیزی را باید اولویت قرار دهید و چگونه کلمات مهم را پیدا کنید، بیایید درباره‌ی اینکه چگونه صحبت کردن کنید حرف برنیم و ما برای انجام این کار 3 استراتژی برایتان داریم.

شماره‌ی 1- این برای شما مهم است که زبانی که می‌خواهید یاد بگیرید را شخصی سازی کنید. شما فکر می‌کنید منظورم از شخصی سازی زبان چیست؟

به عنوان مثال اگر شما مقالاتی راجع به خودآگاهی ذهن خوانده باشید یا به پادکست های مرتبط با آن گوش داده باشید، به احتمال خیلی زیاد اصطلاحات یا ترکیباتی درباره‌ی آن به گوشتان خورده است. پس شما حالا این ترکیب‌های جدید را دارید که بخواهید آنها را بشنوید یا بنویسید. پس از یادگیری آن ترکیب‌ها می‌توانید جمله‌های مثالی خودتان را بسازید و از آن کلمات استفاده کنید یا جمله‌ای بسازید که ممکن است شما از آن در مکالمات واقعی‌تان با یک دوست یا با همکارتان استفاده کنید.

دومین استراتژی که مهم است، ساختن فرصت‌هایی برای استفاده از کلمات جدید است. بعد از ساختن آن جمله برای شخصی سازی زبان، باید از آن بارها و بارها استفاده کنید.این پروسه‌ی تکرار کردن را چگونه باید انجام دهید؟ بدون شک با داشتن مکالمات انگلیسی  که یک راه فوق‌العاده برای انجام این کار است. اگر شما دوستان، همکاران یا همسایه‌هایی داشته باشید که بتوانید با آنها انگلیسی صحبت کنید یا اگر در یک کلاس انگلیسی باشید، همه‌ی اینها فرصت‌هایی برای داشتن مکالمه و یافتن راه‌هایی برای استفاده از آن کلمه‌ی جدید است.

برای تمرین مکالمه نیز شما می‌توانید همین متد را دنبال کنید. شما می‌توانید یک مقاله را بخوانید یا یک پادکست گوش دهید، سپس ترکیب‌های  جدید یا کلماتی را که می‌خواهید به خاطر بسپارید را روی کاغذ یادداشت کنید و آنها را تمرین کنید تا بتوانید آنچه را که خوانده یا شنیده‌اید، خلاصه کنید.

 اما اگر با اینها راحت نیستید یا اگر کسی را ندارید که با آن تمرین کنید، ما برای شما استراتژی های دیگری هم داریم.

یک راه موثر دیگر برای استفاده از زبان انگلیسی، داشتن ژورنال روزانه است.

شما می‌توانید یک  ژورنال انگلیسی داشته باشید و از آن ژورنال به عنوان یک فرصت برای صحبت کردن درباره ی آنچه که یاد گرفته‌اید استفاده کنید. به عنوان مثال اگر شما یک مقاله در مورد آگاهی ذهن خواندید، می‌توانید در ژورنال روزانه تان  آن را خلاصه کنید یا درباره آنچه که از آن به خاطر دارید صحبت کنید.

 برای تمرین صحبت کردن هم می توانید همین متد را دنبال کنید.

شما می توانید یک مقاله بخوانید یا به یک پادکست گوش دهید، ترکیبهای جدید یا کلماتی را که می‌خواهید به خاطر بسپارید را روی کاغذ یادداشت کنید و سپس برای خلاصه کردن  آنچه که خوانده یا شنیده اید، تمرین کنید.

مطمئن شوید که این کاررا با صدای بلند یا حتی بهتر انجام می دهید.

می‌توانید صدا را ضبط کنید سپس به آن گوش دهید و اگر چیزی بود که انجام آن را دوست نداشتید می‌توانید آن را به کاری که دوستش داشتید تبدیل کنید.

این یک استراتژی کاملا موثر است، نه فقط برای یادگیری لغت های جدید، بلکه اعتماد به نفس و روان حرف زدن شما را در هنگام برقراری ارتباط نیز گسترش می‌دهد.

 در نهایت راه آخری که می‌توانید با آن یادگیری لغات جدید را تمرین کنید،  ساختن نقشه ذهنی است.

بگذارید برایتان یک مثال بزنم که چگونه تصویر سازی ذهنی می‌تواند به گسترش دایره لغات شما کمک کند. بیایید دوباره به ایده ذهن آگاهی بازگردیم و بر آن تمرکز کنیم. شما وسط یک برگه کاغذ می توانید کلمه ذهن آگاهی یا آگاهی ذهن را قرار دهید و سپس درباره کلمات پرسشی متفاوت مانند چگونه؟ کجا؟ چرا؟ چطور؟ و بقیه کلمات پرسشی فکر کنید که چگونه هرکدام از ین سوالات می‌توانند  به موضوع شما مرتبط باشند.  

اگر شما درباره ذهن آگاهی فکر کنید و اینکه کجا تمرین کنید یا کجا این احساس آگاهی ذهن به شما دست می دهد، چه کلماتی به ذهنتان می آید؟ تمامی آن کلمات را می توانید بنویسید و اگر سوالی داشتید به آنها رجوع کنید. دوباره می توانید همه آن کلمه هایی را که راجع به شان فکر کرده‌اید را برای پاسخ دادن به سوالتان در مورد احساستان بنویسید.

دوباره این استراتژی است که شما می توانید از آن استفاده کنید .حتی اگر ۲ یا ۳ یا ۵ دقیقه وقت داشته باشید، اما راهی موثر برای تمرین پرتکرار و فعال سازی کلماتی است که از پیش یاد گرفته بودید و با اینها شما ۵ راهکار برای ارتقاء لغات انگلیسی خود با کلمات سطح پیشرفته دارید.

مترجم: سرکار خانم مرضیه مصلحی