نشانه های خوب گوش دادن به انگلیسی و اهمیت آن

گوش دادن-به خصوص درست گوش دادن-یک کادو یا هدیه قدرتمند و بخشنده به افراد است. این یک هدیه از زمان و توجه شماست.
حتی بهتر گوش دادن و کامل گوش دادن می‌تواند همواره برای شما سودبخش باشد و مکالمات‌تان را راحت‌تر بکند.
امروز در این مقاله شما یادخواهید‌گرفت
که:
•چگونه قدرتمند گوش دادن می‌تواند برای شما سودمند باشد.
•چگونه می‌توانید متوجه شوید که سخنوران انگلیسی به شما گوش می‌دهند و از چه سیگنال‌هایی استفاده می‌کنند.
•شما از چه سیگنال هایی می‌توانید استفاده کنید تا نشان دهید که درحال گوش دادن هستید.
•چه چیزهایی می‌توانید بگویید وقتی که متوجه می‌شوید که شخص مورد نظر به سخنان شما گوش نمی‌کند.

بخش اول: داشتن مهارتهای قدرتمند
گوش دادن به انگلیسی چه منافعی دارد؟
همانطور که گفتیم قدرتمند گوش دادن یک هدیه به منظور نشان دادن توجه ما به افراد است. یک نوع از گوش دادن، گوش دادن اکتیو است.
گوش دادن اکتیو احترام و صداقت را می‌سازد.
•با اکتیو گوش دادن شما می‌توانید روابطی دوستانه و همینطور روابطی تجاری بسازید و وارد دنیای بیزینس و تجارت شوید.
•اعضای گروه‌تان و مشتری‌هایتان را حتی با طرحی معنی دار جذب کنید.
•همدلی داشته باشید و یکدیگر را بفهمید.
گوش دادن اکتیو علاقه شما به دیگران را نشان می‌دهد.
•مکالمات تان بسیار باز و سرگرم کننده می‌شود.
•به شما کمک می‌کند که در مکالمات انگلیسی بسیار علاقه مندتر باشید.
•باعث می‌شود مردم را بفهمید و بدانید که آنها واقعاً چه می‌خواهند.
•ناسازگاری‌ها و سوءتفاهم‌ها کمتر می‌شود.
•رسیدن به سازگاری بسیار آسان‌تر می‌شود.
•تصمیم گیری‌ها بهتر می‌شوند
و مشتری‌ها بسیار آسان ترکنترل می‌شوند.

بخش دوم: چگونه سخنوران انگلیسی نشان می‌دهند که آنها در حال گوش دادن به شما هستند؟
قطعا راه‌های بسیاری وجود دارد که ما می‌توانیم نشان دهیم که در حال گوش دادن به افراد هستیم.
یکی از این راهکارها استفاده از کلمات یا اشارات فعلی است.
اشارات فعلی:

•اوهوم

•ممم

•اوه

•آها

•بله

•واقعاً

•واو

•چه جالب

•جدا

دومین‌ راهکار زبان بدن است.

– زبان بدن و بیانات صورت
•ارتباط چشمی •تکان دادن سر(به منظور تایید سخن) •لرزش سر
•خم شدن به سمت جلو
در نهایت آخرین راه حل مناسب تاکید کردن است.
– تشخیص دادن و تایید کردن آنچه که می‌شنوید.
به طور مثال با استفاده از عبارت‌هایی نظیر:
•اگر من درست متوجه شده باشم همانطور که شما گفتید…
•شما اشاره کردید که…
•آنچه که من شنیدم این بود که شما گفتید…
•به من بیشتر بگویید درباره…

بخش سوم: شما از چه سیگنال‌هایی می‌توانید استفاده کنید که نشان دهید در مکالمات انگلیسی گوش دهنده اکتیو هستید؟
گزینه ۱: زبان خود را انتخاب کنید و می‌توانید از مثال‌های این مقاله برای مکالمات انگلیسی خود استفاده کنید.
گزینه ۲: به مصاحبه‌ها و مکالمات سخنگویان انگلیسی که در اطراف شما زندگی می‌کنند گوش دهید. آیا می‌توانید اشارات فعلی که آنها استفاده می‌کنند تا نشان دهند که در حال گوش دادن به شما هستند را تشخیص دهید؟
گزینه ۳: یک سخنگوی انگلیسی که خودتان آن را تحسین می‌کنید و مورد پسندتان است را انتخاب کنید. مصاحبه‌های او را با بقیه افراد پیدا کنید و راه‌هایی که او برای انتقال سیگنال استفاده می‌کند را تشخیص دهید. دوباره یک یادداشت از مثال‌ها بردارید و شروع به استفاده از آنها در هنگام مکالمات انگلیسی خودتان بکنید.

شما چه کارهایی می‌توانید انجام دهید هنگامی که متوجه می‌شوید فردی به شما گوش نمی‌کند؟
•اذعان کردن و نشان دادن نگرانی
با بکارگیری جمله‌ای نظیر: به نظر می‌رسد که شما از مسیر حرف‌های من خارج شده‌اید، آیا زمان دیگری وجود دارد که ما بتوانیم در این باره صحبت کنیم تا شما بتوانید به طور ۱۰۰ درصد حضور داشته باشید؟(تمام حواستان اینجا باشد)
اگر تلفن کسی زنگ خورد یا صدایی از آن درآمد شما می توانید بگویید: آیا باید به آن پاسخ دهید؟ اگر این طور نیست می‌توانید از آنها بخواهید در هنگام صحبت شما موبایلشان را خاموش کنند.
•مدعی باشید
می‌توانید بگویید: من به توجه شما نیاز دارم چراکه با اینکار ما می‌توانیم یک تصمیم درست در رابطه با موضوع مدنظرمان بگیریم.
یا بگویید: من نیازمند توجه شما هستم چرا که توجه شما برای ارتباط ما یا آینده‌ی مالی شرکت بسیار مهم است.
•از سکوتی غیرمنتظره یا کلمات شگفت‌انگیز استفاده کنید.
صحبت کردن را متوقف کنید. این توقف باعث می‌شود که حواس شنوندگان به شما جذب شود.
چیزی خارق‌العاده بگویید مانند «و سپس فیل شروع به خندیدن کرد»!!!! کلمات شگفت انگیز حواس شنوندگان را تسخیر می‌کند.

مترجم: سرکار خانم مرضیه مصلحی

سفری به بریتانیا

پادشاهی بریتانیا یک کشور مستقل است که به دور از ساحل شمال غربی قاره اروپا واقع شده است با مجموع مساحتی حدود 532ˎ248 کیلومتر مربع (960ˎ95 مایل مربع ). پادشاهی انگلستان عمدتا مجمع الجزایر بریتانیا را در بر می‌گیرد و شامل جزیره بریتانیا کبیر، یک ششم از جزیره شمال شرقی ایرلند و بسیاری از جزایر کوچک مجاور است. این کشور رتبه هفتم بزرگترین کشور جزیره‌ای در دنیا را دارد. قسمت اصلی آن بین عرض جغرافیایی °49 شمالی و °69 شمالی (جزایر شتلاند به نزدیکی °61 شمالی میرسد)، و بین طول جغرافیایی °8 غربی و °2 غربی قرار گرفته است. رصدخانه سلطنتی گرینویچ که در جنوب شرقی لندن واقع است مبدا نصف النهار گرینویچ را مشخص می‌کند. پادشاهی انگلستان بین اقیانوس اطلس شمالی و دریای شمال قرار دارد و 35 کیلومتر ( 22 مایل ) تا ساحل شمال غربی فرانسه امتداد دارد که توسط کانال انگلیس جدا شده‌است. این کانال 499 کیلومتر مرز بین المللی مشترک با جمهوری ایرلند دارد. این تونل که در زیر کانال انگلیس درست شده است، اکنون پادشاهی انگلستان و فرانسه را به هم وصل می‌کند. جمعیت کنونی پادشاهی انگلستان 236ˎ809ˎ67 نفر است.
بر اساس اطلاعات سازمان ملل جمعیت پادشاهی انگلستان تا اواسط سال 2020 ، 011ˎ886ˎ67 نفر تخمین زده شده است.
جمعیت پادشاهی انگلستان برابر با 0.87% جمعیت کل جهان است.
پادشاهی انگلستان رتبه 21 را در بین کشور ها ( و تبعیت ها ) از نظر جمعیت دارد.
تراکم جمعیت پادشاهی انگلستان 281 نفر در هر کیلومتر مربع ( 727 نفر در هر مایل مربع ) است.
مساحت کل خشکی 930ˎ241 کیلومتر مربع ( 410ˎ93 مایل مربع ) است.
83.2% جمعیت شهرنشین هستند ( 180ˎ495ˎ56 نفر در سال 2020 ) .
میانگین سنی در پادشاهی انگلستان 40.5 است.

فرهنگ بریتانیا چیست ؟
فرنگ پادشاهی انگلستان ریشه در تاریخچه طولانی این کشور دارد.


غذا بریتانیا
غذای بریتانیا مجموعه‌ای از غذاهای سنتی منحصر به فرد است که وابسته به کشورهای تشکیل دهنده پادشاهی انگلستان است. چند قرن پیش این غذاها عمداتا شامل غذاهایی بودند که از مواد اولیه محلی تهیه و به همراه سس ساده سرو می شدند تا مزه ی بهتری داشته باشند. گسترس و توسعه امپراطوری انگلستان در هند، ادویه‌های تند و گیاهی هند را به انگلیس آورد. ادویه کاری که با مهاجران هندی به انگلستان آمد اکنون ادویه مورد علاقه ملی است. اگرچه که سنت و شیوه‌ی آشپزی اصولا همانطور باقی مانده است اما با گذشت سال‌ها غذاها و نوشیدنی‌ها در پادشاهی انگلستان به دلیل رشد تبلیغات رستوران ها تغییر کرده است . مردم زمان کمتری برای پخت و پز دارند و بیشتر وقت خود را در محل کار و مدرسه میگذرانند.

هنر و ادبیات
تعداد زیاد گالری‌های هنر و آثار فوق العاده هنرمندان مشهوری چون جان کانستیبل و ویلیام بلیک نشانه قدرشناسی از هنر در بریتانیا است. هنر جزئی از فرهنگ بریتانیا باقی مانده است و شامل آثاری در بخش‌های مختلف هنری است. پادشاهی انگلستان تاریخچه‌ای غنی در ادبیات دارد که آن‌ها را از سنت‌های ادبی کشورهای تشکیل دهنده آن به ارث برده است. قطعه‌های ادبی وجود دارند که به زبان سلتیک و انگلیسی کهن نوشته شده اند. در طول قرن‌ها بریتانیا نویسنده‌های مشهوری چون : ویلیام شکسپیر، جفری چاسر، جان میلتون، جی. آر. آر. تالکین و جی. کی. رولینگ را پرورش داده است. میلیون‌ها نفر در سرتا سر جهان آثار ویلیام شکسپیر به خصوص رومئو و ژولیت را خوانده اند و در سال 2017 این اثر حداقل به 100 زبان دنیا ترجمه شده بود .

(William Shakespeare ) ویلیام شکسپیر نویسنده نمایشنامه هایی همچون مکبث، هملت، اوتلو و …
(Geoffrey chaucer) جفری چاسر نویسنده کتاب مشهور کانتر بری تیل (Canterbury Tale)
(John Milton ) نویسنده کتاب بهشت گمشده (Paradise Lost)
(J.K.Rowling)جی کی رولینگ نویسنده داستان های هری پاتر

تئاتر و موسیقی
از زمان بوجود آمدن آن، پادشاهی انگلستان سنت سرزنده و پرجنب و جوش تئاتر را حفظ کرده است که بیشتر آن را از اسکاتلند و انگلیس به ارث برده است . تئاتر سلطنتی واقع در وست مینیستر یکی از قدیمی ترین تئاترهای اروپا است که تاریخچه آن ریشه در اواسط قرن هفدهم دارد. در طول قرن هجدهم علاقه‌ها به کمدی احساسی، نمایش تراژدی داخلی شدند که هردو جایگزین کمدی آن زمان شدند. در آن زمان اپرای ایتالیا هم بسیار محبوب شد. موسیقی نقش حیاتی در فرهنگ بریتانیا را ایفا می‌کند و عمده ترین خروجی پادشاهی انگلستان به ارزش 1.8 میلیارد دلار است. پادشاهی انگلستان همچنین در چندین مدل موسیقی رقص الکترونیکی مثل طبل و باس پیش قدم شد. پادشاهی انگلستان موسیقی دانانی مشهور در سطح جهانی مانند : رولینگ استون، گروه بیتل و ادل را پرورش داده است، کسانی که تاثیر بسیار زیادی در صحنه‌های موسیقی بریتانیا و جهان داشته اند.

(The Rolling stones) گروه رولینگ استون
(The Beatles ) گروه بیتل
(Adele) ادل


ورزش و فراغت
پادشاهی انگلستان نقش اساسی در آغاز، رشد و گسترش برخی از محبوب ترین ورزش های جهانی مانند فوتبال، گلف، راگبی و تنیس داشته است. لیگ برتر انگلیس یکی از پربیننده ترین مسابقات ورزشی دنیا است که بازدیدی بالغ بر 160 میلیون بیننده در بیش از 200 کشور از سرتا سر جهان دارد. این تعداد تماشاگران فقط با مسابقات قهرمانی مثل جام جهانی فیفا به رقابت پرداخته است. پادشاهی انگلستان چهار تیم ملی فوتبال دارد که برای چهار کشور تشکیل دهنده آن است.

مذهب
پادشاهی انگلستان به عنوان یک کشور مسیحی با کلیسای آنگلیکن که مذهب اصلی بود تاسیس شد. کلیساهای آنگلیکن هنوز بزرگترین گروه در هرکدام از چهار کشور به جز اسکاتلند هستند. مسیحی‌های پادشاهی انگلستان عمدتا به پروتستان‌ها برای مخالفت با کاتولیک‌های روم کمک می‌کردند، کاتولیک‌ها هم دومین گروه بزرگ در کشور بودند. خانواده سلطنتی عضو کلیسای انگلستان هستند که این کلیسا، کلیسای مادر اتحادیه آنگلیکن در جهان است. اگرچه اسقف اعظم شهر کنتربری کشیش عالی رتبه نهاد است اما حاکم اداره کامل کلیسا را در دست دارد. به هر جهت بریتانیا با توجه به تعداد کسانی که به صورت مداوم در مراسم روز یکشنبه کلیسا شرکت میکنند رفته رفته در حال از دست دادن جمعیت مسیحیان خود است. آیین هندو، آیین سیک و اسلام پیروان زیادی در پادشاهی انگلستان دارند. پادشاهی انگلستان میزبان جمعیت زیادی از هندی‌های خارج از هند است. و همچنین پنجمین رتبه را در جمعیت یهود را در جهان دارد. تعداد یهودی‌های بریتانیا امروزه در حدود 000ˎ300 نفر است.

مد
مد در بریتانیا دستخوش تغییرات زیادی در طول سالها شده است. لباس‌های سنتی که غالب شده بودند حتی به تازگی دوره ویکتوریا به طرز قابل توجهی با مد امروز تفاوت دارند. بر مبنای تاریخ مد پیرو سنت قدیم و محدودکننده بود . این شرایط در طول سالها تغییر کرد. همانند مدهای امروزی، مد سنتی انگلیسی هم بر اساس فصل‌ها تغییر می‌کردند. برای مثال در تابستان مردها را می‌دیدید که عموما شلوارهایی می‌پوشیدند تنگ که زیر زانو بسته می‌شدند. مناسبت‌های رسمی خواستار لباس‌های خاص بودند که بتوان با آنها با بقیه افراد جور بود مخصوصا با خانواده سلطنتی و اشرافیان. امروزه لندن مرکز مد پادشاهی انگلستان است. لندن خانه‌ی برخی از مشهورترین برندهای مد در جهان مانند : رولاند مورت، سلف پورتریت، پاول اسمیت، کریستو کرین و بعضی دیگر است. ارزش صنعت داخلی مد پادشاهی انگلستان در حدود 88 میلیارد دلار تخمین زده شده است.


زبان
زبان انگلیسی برای اولین بار در قرون وسطا در انگلیس صحبت شد. در حال حاضر زبان رسمی پادشاهی انگلستان است که تقریبا 95% جمعیت به صورت تک زبان با آن صحبت می کنند. 1400 سال طول کشیده است تا زبان انگلیسی از ریسه خود در آلمان غربی به صورت امروزه تبدیل شود. این زبان از لاتین، فرانسوی و زبان اسکاندیناوی تاثیر گرفته است. انگلیسی نه تنها زبان غالب در بریتانیا است بلکه سومین زبان مورد استفاده بعد ار ماندرین چینی و اسپانیایی و شایع ترین زبان در جهان است. هر کشور در پادشاهی انگلستان خود نیز چهارچوبی برای ارتقا زبان بومی خود دارند مانند زبان ولش در ولز و گائلیک در اسکاتلند.

مترجم:سرکار خانم مرضیه مصلحی

چگونه با اعتماد به نفس صحبت کنیم؟

چالش‌های زیادی برای یادگیری یک زبان جدید وجود دارد، اما هیچکدام از این چالش ها پر ضررتر از عدم اعتماد به نفس نیست. با شک و بی میلی توانایی خود برای ارتقاء را مختل می کنیم و سفرمان در دستیابی به زبان انگلیسی می‌تواند ناامید کننده باشد.


۱-گوش دادن و تکرار کردن
همه ی ما یک فیلم مورد علاقه، نمایش تلویزیونی یا حتی کانال یوتیوب محبوب خودمان را داریم. اما به جای اینکه ساکت بنشینیم و آن ها را تماشا کنیم بهتر است به درستی و با دقت به آنها را گوش دهیم که کدام کاراکتر یا کدام گروه در حال صحبت کردن هستند و دیالوگی که برای مان جذاب است را تکرار کنیم. جلو بروید و استوپ بزنید دوباره باز گردید و حتی اگر لازم بود به خط ها چندبار گوش دهید و یا حتی بهتر است در قسمت تنظیمات فیلم عنوان انگلیسی یا زیرنویس را فعال کنید تا به شما کمک کند هر کلمه را تشخیص دهید. این یک راه سرگرم کننده برای تمرین مهارت گوش دادن و و صحبت کردن با متریالهای لذت بخش و سرگرم کننده است.


۲-پیدا کردن یک دوست
اینکه بخواهید همیشه با خودتان تمرین کنید مخصوصا زمانی که مهارت صحبت کردن تان افزایش پیدا کرده بسیار سخت است. بنابراین پیدا کردن گروهی از دوستان یا همکلاسیهایی که بتوانید با آن ها انگلیسی صحبت کنید و اهداف تان را به آنها منتقل کنید در بالا بردن اعتماد به نفس شما برای استفاده از زبان انگلیسی بسیار موثر است. کنار هم باشید و نقش های انگلیسی را در کنار هم اجرا کنید به این معنا که هر کس باید یک یا دو ساعت انگلیسی صحبت کند. با همچین سیستم حمایتی شما احساس امنیت بیشتری برای یادگیری انگلیسی می‌کنید و بدون اینکه بخواهید با ترسیدن صحبت کردن تان را مختل کنید به انگلیسی صحبت می کنید.


۳-بلند بخوانید
فرقی نمی کند شما ترجیح می دهید یک رمان یا یک متن واقعی بخوانید، حداقل ۳۰ دقیقه در هر روز وقت برای خواندن بگذارید و سپس ۳۰ دقیقه دیگر با صدای بلند بخوانید. این یک راه بسیار خوب برای گسترش مهارت خواندن است که علاوه بر تمرین تلفظ، بالا و پایین بردن صدای تان را برای کلمات متفاوت و جملات بلند کنترل می کنید. اگر شما مطمئن نیستید که چگونه باید یک کلمه خاص را تلفظ کنید، می‌توانید از دیکشنری مبتدی ها یا گوگل و یا حتی یوتیوب کمک بگیرید اما برای هر کلمه که آن را متوجه نشده اید خیلی به سمت جزئیات نروید. نکته مهم این تمرین افزایش اعتماد به نفس هنگام صحبت کردن است و بلند خواندن به شما اجازه می دهد که با امنیت و راحتی درخانه یا اتاقتان تمرین تلفظ کنید.


۴-از اشتباه کردن نترسید
به یاد داشته باشید اشتباه کردن امری طبیعی است. اگر شما خودتان را در برخورد با کلمات پیچیده یا طولانی دیدید، به راحتی متوقف شوید، به خودتان چند ثانیه زمان بدهید تا نفس بکشید و سپس شروع به صحبت کنید. در حقیقت اینکه شما به زبان دیگری که زبان مادری تان نیست صحبت کنید یک دلیل کافی برای افتخار کردن به هنر و فضل خودتان است.
مانند هرکار مهم و سخت دیگری کلید با اعتماد به نفس انگلیسی صحبت کردن تمرین زیاد است. در مسیر یادگیری زبان با ثبات باشید و مطمئن باشید که در هر روز زمانی برای انگلیسی صحبت کردن کنار گذاشته اید.

مترجم:سرکار خانم مرضیه مصلحی

5 راه‌حل برای ارتقاء لغات انگلیسی

یکی از بزرگترین چالش‌ها، یادگیری یک کلمه‌ی جدید و یادآوری آن برای چگونگی بکارگیری‌اش و سپس قادر بودن به استفاده از آن کلمه  در لحظه‌ای که در حال مکالمه به زبان انگلیسی هستید، است.

شما امکان دارد همواره با استراتژی‌هایی نظیر فلش کارت‌ها و برنامه‌های آموزش لغت آشنا باشید. شما اهمیت خواندن و گوش دادن به زبان انگلیسی را برای آموزش و یادگیری کلمات جدید می‌دانید.

همه‌ی اینها، متدهایی تاثیرگذار برای یادگیری کلمات جدید هستند، مخصوصا وقتی که شما تازه شروع به یادگیری یک زبان جدید می‌کنید. اما هنگامی که بزرگ‌تر می‌شوید، هنگامی که در سطح پیشرفته  قرار می‌گیرید، استراتژی‌های‌تان نیاز به تغییر دارند. آنچه که در گذشته برای شما کارساز بوده است یا آنچه که برای شما هنگامی که مبتدی بوده‌اید درست بوده، امکان دارد الان برای تان مناسب نباشد.

هنگامی که میخواهید یک زبان جدید بیاموزید و دایره لغات‌تان را گسترش دهید، دو واقعیت وجود دارد:

اولین واقعیت این است که استراتژی تک سایز نداریم. آیا در این باره قبلاً چیزی به گوشتان خورده؟ استراتژی تک سایز یعنی آنچه که برای یک شخص مناسب است امکان دارد برای شما مناسب نباشد. شما یک سبک منحصر به فرد خود را دارید و مهم است که استراتژی که برای خودتان تاثیرگذار است را پیدا کنید.

حقیقت بعدی این است آنچه که به شما در ابتدای یادگیری زبان انگلیسی به عنوان یک آموزنده مبتدی کمک می‌کرده است، ممکن است برای الانتان کارآمد نباشد. همانطور که بزرگ می‌شوید، نیاز دارید که خودتان را به چالش بکشید و از استراتژی‌های جدید و پرتاثیرتری استفاده کنید.

ما در اینجا میخواهیم به شما آموزش دهیم که چگونه با گسترش استراتژی‌های تاثیر گذار دایره‌ی لغوی‌تان را بالا ببرید. شما امروز ۲ چیز یاد میگیرید.

شماره ۱- پروسه درست یادگیری لغت چیست؟

 شماره ۲- چه استراتژی‌هایی  در این پروسه موثر هستند؟

با یادگیری این استراتژی‌ها شما قادر خواهید بود به طور دقیق بدانید که چه کلماتی را باید در اولویت قرار دهید یا بر روی اینکه کجا کلمات را پیدا کنید تمرکز کنید و در نهایت چگونه می‌توانید به صورت موثر آنها را یاد بگیرید. سپس می‌توانید به یاد بیاوریدشان و در مکالمات انگلیسیتان از آنها استفاده کنید.

خب حالا بریم سراغ اینکه چطور با استفاده از کلمات سطح پیشرفته بتوانیم به صورت مؤثر دایره‌‌ی لغات انگلیسی‌مان را بالا ببریم.

4مورد وجود دارد که شما به آنها نیاز دارید تا بهتان کمک کنند بتوانید استراتژی مناسب خودتان را تشخیص دهید.

شماره ۱- شما نیاز دارید که بدانید چگونه یاد می‌گیرید. به عنوان مثال بعضی از زبان‌آموزان، آموزندگان بصری هستند. به این معنا که آنها برای یادگرفتن نیاز به دیدن دارند. مثل دیدن عکس، تصویر یا حتی دیدن خود کلمه. بعضی دیگر از زبان‌آموزان، آموزندگان جسمی هستند، به این منظور که برای یادگیری باید در حرکت باشند و بتوانند بدن خود را تکان دهند تا بتوانند به صورت مؤثر یادبگیرند و برخی دیگر، آموزندگان سمعی هستند، یعنی هنگامیکه چیزی را می‌شنوند بهتر آن را یادمی‌گیرند. بنابراین مهم است که بدانید چگونه در بهترین حالت می‌توانید محتوایی را یاد بگیرید زیرا در انتخاب درست استراژی به شما کمک می‌کند.

شماره ۲- دومین چیزی که برای انتخاب درست استراتژی مؤثرتان باید به آن فکر کنید این است که راهی را پیدا کنید که برایتان جذاب و سرگرم‌کننده باشد تا از انجام آن لذت ببرید. به طور مثال اگر شما تصمیم گرفتید که یک برنامه‌‌ی آموزش لغت در گوشیتان نصب کنید اما از تکنولوژی متنفر هستید و علاقه‌ای هم به حفظ کردن ندارید، احتمالا شما خیلی کم از آن برنامه استفاده خواهیدکرد یا نوع استفاده‌تان مؤثر نیست، پس این استراتژی مناسبی برای شما نخواهدبود. فقط به صرف اینکه این راه برای فرد دیگری مناسب بوده به این معنا نیست که برای شما هم درست و مناسب باشد. شما باید آنچه را که برایتان جذاب وسرگرم‌کننده است را پیدا کنید. آن کارهایی که به شما انرژی می‌دهند، به تمرکزتان نیزکمک می‌کنند.

شماره۳-  سومین بخش این پروسه این است که اطمینان حاصل کنید که خودتان را فقط به یک استراتژی محدود نکرده‌اید. وقتی شما یک کار را به صورت پشت‌سرهم تکرار می‌کنید، انجام آن کار در ذهنتان به صورت خودکار در می‌آید که این بسیار خوب است ولی این کار شما را از به چالش کشیده شدن متوقف می‌کند و هنگامی که شما خود را از به چالش کشیدن متوقف کنید انگار که جلوی رشدکردنتان را گرفته‌اید، پس مهم است که همیشه در حال تکمیل خود باشید، تغییر کنید و استراتژی‌های متفاوت را با هم ترکیب کنید که به شما در ادامه‌ی پروسه‌ی یادگیری کمک می‌کند.

شماره ۴- در نهایت بخش آخر این پروسه‌ی یادگیری مؤثر برای ارتقاع سطح لغتتان، تمرین پرتکرار منسجم است. تمرین پرتکرار قطعا برای گسترش ماهیچه‌های حافظه ضروری است. آیا شما تا کنون در مورد ماهیچه های حافظه شنیده اید؟ وقتی شما ماهیچه‌های حافظه تان را گسترش می‌دهید در واقع شما توانایی انجام کارها را به صورت خودکارو بدون فکر قبلی دارید. به طور مثال اگر شما یک موسیقیدان باشید، هنگامیکه شروع می‌کنید یک موسیقی جدید یادبگیرید شما نیاز دارید که نت‌های موسیقی را با دقت بخوانید. شما باید کمی تمرین کنید (ساز بزنید) ، اشتباه کنید،‌ متوقف شوید، دوباره شروع کنید و از نو بسازید و ادامه دهید. این یک پروسه‌ی تمرینی پرتکرار از یادگیری موسیقی وهمینطور یادگیری برای جلوگیری از اشتباهات است. اگر با این منوال پیش روید، شما شروع به یادگیری زبان با قلبتان می‌کنید. ماهیچه‌ها‌ی حافظه‌تان را گسترش می‌دهید که این توانایی یعنی به صورت خودکار و بدون فکر آن را انجام دهید. مشابه همین موضوع در یادگیری لغت هم هست.

وقتی شما یک اصطلاح یا یک ترکیب جدید را یاد می‌گیرید، تکرار پروسه‌ی یادگیری بسیار ضروری و مهم است،. این معنای این است که آن را بخوانید، بشنوید و بنویسید. اگر شما این کارها را با نظم و به صورت منسجم انجام ندهید یا اگر تمرینات پرتکرارتان را گسترش ندهید،برایتان زمان یادآوری آن کلمات جدیدی که یادگرفتید در هنگام صحبت کردن بسیار طولانی و سخت خواهد بود.

حالا که شما پروسه‌ی تشخیص سبک یادگیری‌تان را دارید و متوجه شدید که کدام استراتژی برایتان جالب و سرگرم کننده است، بیایید  در مورد پرورش دادن استراتژی‌های مخصوص یادگیری لغت کمی صحبت کنیم.

با این 5 استراتژی شما یاد خواهید گرفت که روی کدام کلمات باید تمرکز کنید و آنها را چگونه پیدا کنید و چگونه بیاموزید.

استراتژی شماره1- اولویت قرار دادن سطح پیشرفته‌ی کلمات است.

خب این واقعا به چه معناست؟ چطور می‌توانید این استراتژی را پیدا کنید؟ همانطور که شما سطح انگلیسی خود را گسترش می‌دهید مهم است که بدانید بومی زبانان از مترادف‌ها استفاده می‌کنند که این به آنها اجازه می‌دهد که در کلامشان انعطاف بیشتری داشته باشند و برای گفتن عبارت‌های شبیه به هم از کلمات متنوعی استفاده کنند.

وهمینطور افعال مرکب. انگلیسی زبانان بومی از افعال مرکب استفاده می‌کنند و برخی ازین افعال معانی متفاوتی دارند، پس مهم است که این افعال مرکب را بشناسید و بدانید که چگونه از آنها به درستی استفاده کنید.

بنابراین چطور می‌توانید این اصطلاحات و افعال مرکب را پیدا کنید؟

اصطلاحات گروهی از کلمات هستند که بومی زبانان به صورت طبیعی در بینشان استفاده می‌کنند.علاوه بر اصطلاحات، همواره مترادف هایی وجود دارند که با بلد بودن آنها کلمات قدرتمندتری برای استفاده در مکالماتتان دارید و می‌توانید با انعطاف بیشتری صحبت کنید. شما می‌توانید با این دانش، کلمات متنوعی را در صحبت‌هایتان استفاده کنید که معانیشان با هم یکی است. شما همواره می‌دانید که خواندن به زبان انگلیسی و انگلیسی گوش دادن راه‌های مؤثری برای آشنایی با کلمات جدید هستند اما اگر استراتژی مشخص و واضحی برای  یادگیری کلمات جدید و حفظ شدنشان نداشته باشید، این راه‌ها به شما کمکی نخواهند کرد، و آنچه که در مورد این استراتژی جالب است این است که شما می‌توانید روی آنچه برایتان لذت‌بخش است یا آنچه که به آن علاقه دارید تمرکز کنید که این بخشی از این پروسه‌ی گسترش استراتژی مؤثر است. حالا که شما می‌دانید چه چیزی را باید اولویت قرار دهید و چگونه کلمات مهم را پیدا کنید، بیایید درباره‌ی اینکه چگونه صحبت کردن کنید حرف برنیم و ما برای انجام این کار 3 استراتژی برایتان داریم.

شماره‌ی 1- این برای شما مهم است که زبانی که می‌خواهید یاد بگیرید را شخصی سازی کنید. شما فکر می‌کنید منظورم از شخصی سازی زبان چیست؟

به عنوان مثال اگر شما مقالاتی راجع به خودآگاهی ذهن خوانده باشید یا به پادکست های مرتبط با آن گوش داده باشید، به احتمال خیلی زیاد اصطلاحات یا ترکیباتی درباره‌ی آن به گوشتان خورده است. پس شما حالا این ترکیب‌های جدید را دارید که بخواهید آنها را بشنوید یا بنویسید. پس از یادگیری آن ترکیب‌ها می‌توانید جمله‌های مثالی خودتان را بسازید و از آن کلمات استفاده کنید یا جمله‌ای بسازید که ممکن است شما از آن در مکالمات واقعی‌تان با یک دوست یا با همکارتان استفاده کنید.

دومین استراتژی که مهم است، ساختن فرصت‌هایی برای استفاده از کلمات جدید است. بعد از ساختن آن جمله برای شخصی سازی زبان، باید از آن بارها و بارها استفاده کنید.این پروسه‌ی تکرار کردن را چگونه باید انجام دهید؟ بدون شک با داشتن مکالمات انگلیسی  که یک راه فوق‌العاده برای انجام این کار است. اگر شما دوستان، همکاران یا همسایه‌هایی داشته باشید که بتوانید با آنها انگلیسی صحبت کنید یا اگر در یک کلاس انگلیسی باشید، همه‌ی اینها فرصت‌هایی برای داشتن مکالمه و یافتن راه‌هایی برای استفاده از آن کلمه‌ی جدید است.

برای تمرین مکالمه نیز شما می‌توانید همین متد را دنبال کنید. شما می‌توانید یک مقاله را بخوانید یا یک پادکست گوش دهید، سپس ترکیب‌های  جدید یا کلماتی را که می‌خواهید به خاطر بسپارید را روی کاغذ یادداشت کنید و آنها را تمرین کنید تا بتوانید آنچه را که خوانده یا شنیده‌اید، خلاصه کنید.

 اما اگر با اینها راحت نیستید یا اگر کسی را ندارید که با آن تمرین کنید، ما برای شما استراتژی های دیگری هم داریم.

یک راه موثر دیگر برای استفاده از زبان انگلیسی، داشتن ژورنال روزانه است.

شما می‌توانید یک  ژورنال انگلیسی داشته باشید و از آن ژورنال به عنوان یک فرصت برای صحبت کردن درباره ی آنچه که یاد گرفته‌اید استفاده کنید. به عنوان مثال اگر شما یک مقاله در مورد آگاهی ذهن خواندید، می‌توانید در ژورنال روزانه تان  آن را خلاصه کنید یا درباره آنچه که از آن به خاطر دارید صحبت کنید.

 برای تمرین صحبت کردن هم می توانید همین متد را دنبال کنید.

شما می توانید یک مقاله بخوانید یا به یک پادکست گوش دهید، ترکیبهای جدید یا کلماتی را که می‌خواهید به خاطر بسپارید را روی کاغذ یادداشت کنید و سپس برای خلاصه کردن  آنچه که خوانده یا شنیده اید، تمرین کنید.

مطمئن شوید که این کاررا با صدای بلند یا حتی بهتر انجام می دهید.

می‌توانید صدا را ضبط کنید سپس به آن گوش دهید و اگر چیزی بود که انجام آن را دوست نداشتید می‌توانید آن را به کاری که دوستش داشتید تبدیل کنید.

این یک استراتژی کاملا موثر است، نه فقط برای یادگیری لغت های جدید، بلکه اعتماد به نفس و روان حرف زدن شما را در هنگام برقراری ارتباط نیز گسترش می‌دهد.

 در نهایت راه آخری که می‌توانید با آن یادگیری لغات جدید را تمرین کنید،  ساختن نقشه ذهنی است.

بگذارید برایتان یک مثال بزنم که چگونه تصویر سازی ذهنی می‌تواند به گسترش دایره لغات شما کمک کند. بیایید دوباره به ایده ذهن آگاهی بازگردیم و بر آن تمرکز کنیم. شما وسط یک برگه کاغذ می توانید کلمه ذهن آگاهی یا آگاهی ذهن را قرار دهید و سپس درباره کلمات پرسشی متفاوت مانند چگونه؟ کجا؟ چرا؟ چطور؟ و بقیه کلمات پرسشی فکر کنید که چگونه هرکدام از ین سوالات می‌توانند  به موضوع شما مرتبط باشند.  

اگر شما درباره ذهن آگاهی فکر کنید و اینکه کجا تمرین کنید یا کجا این احساس آگاهی ذهن به شما دست می دهد، چه کلماتی به ذهنتان می آید؟ تمامی آن کلمات را می توانید بنویسید و اگر سوالی داشتید به آنها رجوع کنید. دوباره می توانید همه آن کلمه هایی را که راجع به شان فکر کرده‌اید را برای پاسخ دادن به سوالتان در مورد احساستان بنویسید.

دوباره این استراتژی است که شما می توانید از آن استفاده کنید .حتی اگر ۲ یا ۳ یا ۵ دقیقه وقت داشته باشید، اما راهی موثر برای تمرین پرتکرار و فعال سازی کلماتی است که از پیش یاد گرفته بودید و با اینها شما ۵ راهکار برای ارتقاء لغات انگلیسی خود با کلمات سطح پیشرفته دارید.

مترجم: سرکار خانم مرضیه مصلحی

کارآمدترین راه ها برای یادگیری زبان انگلیسی

فرق میان دو کلمه ی کارا و موثر چیست؟ تصور کنید باید از رم به پاریس سفر کنید. از چه وسیله ی نقلیه ای استفاده خواهید کرد؟ آیا این مسافت را پیاده می‌روید، می‌دوید، از دوچرخه استفاده می‌کنید، با ماشین شخصی خود می‌روید، از موتور سیکلت استفاده می‌کنید، با قطار می‌روید، یا از هواپیما استفاده می‌کنید؟ همه ی این راه ها کارا هستند. همه ی این راه ها ما را به هدف می‌رسانند. اما کدام یک از این روش ها ضمن رساندن ما به مقصد درکمترین زمان، انرژی کمتری می‌خواهد؟ کدام یک ازاین روش ها موثرترین اند؟ قطعا شما هم با من موافق هستید که استفاده از هواپیما موثر تر از راندن دوچرخه است. البته شاید لنس آرمسترانگ با ما موافق نباشد!

بیشتر بخوانید

چگونه بر ترسمان در برقراری ارتباط غلبه کنیم؟

اگر ترس ما را از عمل کردن منع نکند، اتفاقا چیز خوبی است. ترس به ما یادآوری می‌کند که انسان هستیم، از اینکه جلوی ماشین های در حال عبور قرار گیریم، جلوگیری می‌کند، و درکل یادآوری می‌کند که به عنوان یک انسان بسیار آسیب پذیر هستیم و در موقعیت های تهدید آمیز بی شماری به تله افتاده ایم. ارتباط یکی از همین تله هاست. باید به ترس هامان آگاه باشیم تا آنها ما را از تلاش کردن برای اینکه جلوی دیگران سخنرانی موثر داشته باشیم، باز ندارند. بسیاری از افراد از روزولت نقل قول می‌کنند که ” تنها چیزی که باید از آن بترسیم، همان ترس است”. چالش کاربردی همسر او برای من بیشتر الهام بخش است: “هر روز یک کار انجام بده که از آن می‌ترسی” الینور با این که ما باید ترس را شکست دهیم، مخالف نیست، اما یک قدم جلو تر است، آن را شناسایی می‌کند و یک گام پیش تر می‌رود.

در ادامه چند استراتژی محبوب و کارا را باهم بررسی و یاد می‌گیریم.

بیشتر بخوانید

7 کاری که هنگام انگلیسی صحبت کردن نباید انجام دهید.

من چند سال گذشته را با سفر کردن و زندگی کردن در خارج کشور گذرانده ام،  و در این مدت با افراد بسیاری که انگلیسی زبان دوم آنها بود معاشرت کردم.  پس از صحبت کردن بسیار، با افرادی این‌چنین، متوجه شدم که چند نکته وجود دارد که افراد با انجام آنها به فرآیند یادگیری زبان خود، آسیب می‌زنند.

این 7 مورد به شرح زیر است.

1- از صحبت کردن نترسید.

فقط یک را برای یاد گرفتن صحبت کردن به انگلیسی وجود دارد، آن هم این است که زبان به صحبت بازکرده و انگلیسی صحبت کنید! تنها راهی که انگلیسی صحبت کردن شما را بهبود می‌بخشد، صحبت کردن است، و همچنین زیاد صحبت کردن است. شجاعت، مقاومت در برابر  ترس است، غلبه کردن بر ترس است. عدم حضور ترس، شجاعت نیست.

شما می‌توانید بهانه بیاورید که چرا نمی‌خواهید صحبت کنید، مثل اینکه بگویید شما خیلی از حرف زدن خجالت می‌کشید، اما این بهانه ها شما را ذره‌ای به رسیدن به هدف راحت و روان انگلیسی صحبت کردن، نزدیک نمی‌کند. اگر می‌خواهید پیش رفت کنید با زبان به سخن بگشایید و واقعا صحبت کنید.

هرکاری که می‌کنید فقط نگویید این مساله ای است که باید ناگهانی و خودجوش انجام شود. با این کار شما ذهنتان را روی تلاش کردن می‌بندید و به خودتان فرصت پیش رفت نمی‌دهید. تنها راهی که مهارت زبان انگلیسی شما را بهبود می‌بخشد، تمرین کردن است. مهم نیست که شما ممکن چقدر وضعیتتان خراب باشد.

بیشتر بخوانید

مهم‌ترین دلایل یادگیری زبان انگلیسی

انگلیسی زبان علم، کامپیوتر، سیاست، گردشگردی و بسیاری از چیزهای دیگر است. دانستن زبان انگلیسی شانس شما را در پیدا کردن یک شغل خوب در یک شرکت چند ملیتی در کشور خودتان یا در دیگر کشورها افزایش می‌دهد. علاوه بر این، انگلیسی زبان بین المللی رسانه و اینترنت است. پس یادگیری زبان انگلیسی مهم است و در معاشرت و سرگرمی هم کاربرد دارد.

حالا نگاهی به یکی از ۴ دلایل مهم یادگیری زبان انگلیسی می‌پردازیم.

بیشتر بخوانید

7 دلیل برای اهمیت زبان انگلیسی در کسب و کار

مهارت خوب در زبان انگلیسی مانند بلیط تک سفره به سوی موفقیت در کسب و کار است.

این مهارت‌ها می‌توانند شما را همه جای جهان ببرند یا شما را به شغلی هدایت کنند که شما میخواهید. زبان انگلیسی زبان مادری من نیست ، اما زبانی است که با آن فکر می‌کنم، حرف می‌زنم و می‌نویسم.برای یک کودک این سوال که زبان انگلیسی را بیش از سایر زبان‌ها دوست دارد یا نه، مطرح نبود. هرچه باشد من در خانه به 3 زبان صحبت می‌کردم. اما من در سن بسیار کمی یاد گرفتم زبان انگلیسی زبان موفقیت است. زبان تجارت بین المللی و ارتباط است. اگر من یک شغل نجیب در هرجای جهان می‌خواستم، باید در این زبان ماهر می‌شدم.

اگر شما یک انگلیسی زبان نیستید یا تنها کسی هستید که با آن دشواری‌هایی دارید، احتمالا از خود می‌پرسید که ” چرا باید وقت و انرژی بگذارم تا مهارت زبان انگلیسی‌ام  را برای کسب و کار  کامل کنم؟ ” “چرا باید برای آن اهمیت بیشتری از سایر زبان ها قایل شوم؟” ” چرا این زبان یک معیار است برای آن که یک شخص مناسب یک شغل هست یا نه؟” و یا “چرا انگلیسی برای کسب و کار خیلی مهم است؟”

چرا یاد گرفتن زبان انگلیسی مهم است؟

1- متوجه خواهید شد که یادگیری زبان انگلیسی آسان است.

بیشتر مردم فکر می‌کنند که یادگیری یک زبان بسیار دشوار است. در بسیاری از موارد، برای افراد به خصوصی یادگیری زبان انگلیسی آسان‌تر است زیرا انگلیسی به زبان اصلی آنها مرتبط است. یا زبان آنها با انگلیسی ریشه‌های مشترک دارد.  برای مثال اروپایی‌هایی که زبان انگلیسی می‌آموزند، متوجه می‌شوند انگلیسی با زبان آنها ارتباط بسیار نزدیک دارد. برای مثال زبان آلمانی بسیار شبیه زبان انگلیسی است. و همچنین زبان فرانسه نیز بر زبان انگلیسی تاثیر بسیاری داشته. لازم بذکر است، برای افرادی که در قسمت‌های مختلف جهان زندگی می‌کنند و زبان مادریشان انگلیسی نیست، زبان انگلیسی می‌تواند برایشان بسیار غریبه به نظر برسد، و حتی گیج کننده و اذیت کننده باشد.

به هرحال چیزهای مهمی وجود دارد که زبان انگلیسی را برای همه آسان می‌کند.

بیشتر بخوانید